دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۶۳

مولوی
یک سو مشکوة امر پیغام نهاد یک سوی دگر هزار گون دام نهاد
هر نیک و بدی که اول و آخر رفت او کرد ولی بهانه بر عام نهاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین یکی از پیچیده‌ترین پرسش‌های فلسفی و کلامی، یعنی مسئله جبر و اختیار می‌پردازد. شاعر در فضایی پرسشگرانه، به تقابل میان هدایت الهی و ابتلائات دنیوی اشاره دارد و این تناقض ظاهری را به تصویر می‌کشد که چگونه خداوند هم‌زمان مسیر حقیقت را روشن می‌سازد و هم راه‌های گمراهی و دام‌های فریبنده را پیش پای انسان می‌گسترد.

در این نگاه، اراده‌ی خداوند در تمامی رخدادهای جهان، چه خیر و چه شر، نافذ دانسته شده است. با این حال، شاعر با رویکردی انتقادی یا تأمل‌برانگیز، به این موضوع می‌پردازد که چگونه مسئولیتِ اعمالِ ناشی از این مقدرات، بر دوش انسان نهاده شده است.

معنای روان

یک سو مشکوة امر پیغام نهاد یک سوی دگر هزار گون دام نهاد

در یک سوی، خداوند چراغ‌دانِ هدایت و پیام‌های آسمانی را بر پا کرد و در سوی دیگر، هزاران نوع دام و گرفتاری برای آزمایش انسان قرار داد.

نکته ادبی: واژه مشکوة در اصل به معنای چراغ‌دان است که در اینجا استعاره از نور ایمان و دین است. تقابل مشکوة و دام، آرایه تضاد را پدید آورده است.

هر نیک و بدی که اول و آخر رفت او کرد ولی بهانه بر عام نهاد

هر کار نیک یا بدی که از آغاز تا پایان جهان رخ داده است، در حقیقت کارِ خودِ خداوند بوده، اما او بهانه و مسئولیت آن را به گردن مردم انداخته است.

نکته ادبی: این بیت بازتاب‌دهنده‌ی اندیشه‌ی کلامیِ جبرگرایانه است. عبارت «بهانه بر عام نهاد» به معنای نسبت دادنِ پیامدهای اعمال به بندگان و بازخواست آنان است.

آرایه‌های ادبی

تضاد مشکوة و دام

تقابل میان نور هدایت و دامی که موجب گمراهی است، برای نشان دادن دوگانگی مسیر زندگی.

استعاره مشکوة

استفاده از چراغ‌دان به عنوان نمادی برای وحی و پیام الهی.

تضاد نیک و بد

قرارگیری این دو واژه در کنار هم برای نشان دادن شمولیتِ قضا و قدر بر تمامی افعال انسان.