دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۵۹

مولوی
یاد تو کنم دلم تپیدن گیرد خونابه ز دیده ام چکیدن گیرد
هرجا خبر دوست رسیدن گیرد بیچاره دلم ز خود رمیدن گیرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و بی‌قراری عاشق در بندِ عشق است که با کوچک‌ترین نشانه یا یادکردی از معشوق، تعادل روانی و جسمانی خود را از دست می‌دهد. شاعر در این قطعه، شدت هجران و تلاطم درونی را به تصویر می‌کشد که در آن یاد دوست، آغازگر طوفانی از غم در جان و چشم عاشق است.

معنای روان

یاد تو کنم دلم تپیدن گیرد خونابه ز دیده ام چکیدن گیرد

هنگامی که به یاد تو می‌افتم، قلبم دچار بی‌قراری و تپش‌های شدید می‌شود و به دنبال آن، از شدت اندوه، اشک‌هایی که آمیخته به خون است از چشمانم جاری می‌شود.

نکته ادبی: خونابه به معنای اشک خونین است که استعاره از غم فراوان و جانکاه دارد.

هرجا خبر دوست رسیدن گیرد بیچاره دلم ز خود رمیدن گیرد

هرگاه خبری از جانب محبوب به گوشم می‌رسد، دلم از فرطِ هیجان و بی‌تابی، گویی می‌خواهد از درون سینه بگریزد و آرام و قرار را از کف می‌دهد.

نکته ادبی: رمیدن دل کنایه از بی‌تابی شدید و از دست دادن مهار احساسات است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه و تصویرسازی خونابه ز دیده چکیدن

اغراق در بیان شدت اندوه که منجر به جاری شدن اشک‌های خونین شده است.

کنایه رمیدن دل

اشاره به بی‌قراری و تپش شدید قلب که گویی قصد گریز از قفس سینه را دارد.

ردیف گید

تکرار فعل مضارع که بر تکرار و استمرارِ ناخودآگاهِ این حالات تأکید دارد.