دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۵۸

مولوی
همواره خوشی و دلکشی نامیزد هشدار مکن کژ که قدح میریزد
در عالم باد خاک بر سر کردن شک نیست که هر لحظه غباری خیزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ناپایداری خوشی‌ها و لزومِ هشیاری در لحظات زندگی تأکید دارند. شاعر با زبانی هشدارگونه یادآور می‌شود که عیش و کامرانی در این جهان همیشگی نیست و انسان باید با اعتدال و درستی رفتار کند تا جامِ شادی‌اش از دست نرود.

همچنین فضای حاکم بر این اشعار، گذرایی و فانی بودن دنیاست؛ اینکه جهان مدام در حال دگرگونی است و تکیه بر آن، چون تکیه بر باد است و حوادث روزگار همچون غباری که هر لحظه برمی‌خیزد، مدام در حال آمد و شد هستند.

معنای روان

همواره خوشی و دلکشی نامیزد هشدار مکن کژ که قدح میریزد

همیشه خوشی و زیبایی‌ها ماندگار نیستند و با هم سازگار نمی‌مانند؛ پس مراقب باش که رفتار کج و نادرستی نداشته باشی، چرا که با کوچک‌ترین لغزشی، جامِ شادی تو واژگون می‌شود و از دست می‌رود.

نکته ادبی: «نامیزد» از ریشه «میزیدن» به معنای آمیختن و ساختن است و در اینجا استعاره از عدم پایداری شرایط است. «قدح» نماد بهره و شادمانی است.

در عالم باد خاک بر سر کردن شک نیست که هر لحظه غباری خیزد

در این دنیا که همه‌چیز چون باد، ناپایدار و بی‌ارزش است، غمگین بودن و خاک بر سر ریختن بیهوده است؛ چرا که تردیدی نیست که در هر لحظه، غباری از حوادث برمی‌خیزد و وضعیت تغییر می‌کند.

نکته ادبی: «خاک بر سر کردن» در اینجا کنایه از ابرازِ درماندگی و اندوهِ بیهوده است. «غبار» نماد ناپایداری و حوادث زودگذر دنیاست.

آرایه‌های ادبی

استعاره قدح

استعاره از بهره و شادمانی که انسان در زندگی به دست می‌آورد و بسیار آسیب‌پذیر است.

نماد غبار

نماد تغییرات و ناپایداری‌های لحظه‌ای در زندگی انسان.

کنایه باد خاک بر سر کردن

کنایه از انجام کاری بیهوده و بی ثمر در جهانی که خود ناپایدار است.