دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۸۴۹
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
در این ابیات، شاعر با لحنی سرزنشآمیز و گلایهآمیز، از بیوفایی و بیتوجهی معشوق نسبت به عهد و پیمان دیرینه سخن میگوید. او از اینکه معشوق با وجود جایگاه عزیزش در نزد او، نسبت به سرنوشت تلخ و سختیهایی که در این مسیر بر عاشق وارد شده، بیتفاوت است، ابراز ناخشنودی میکند.
فضای کلی شعر آکنده از حسرت و دلتنگی همراه با شکایت است که در آن، تقابل میانِ عزیز بودنِ معشوق در نظرِ عاشق و بیتفاوتیِ او در عمل، به تصویر کشیده شده است.
معنای روان
تو هیچگاه حق دوستی و همراهی قدیمی میان ما را پاس نداشتی و هرگز به سرانجام شوم و بدفرجام این رفتار خود نیندیشیدی.
نکته ادبی: حق صحبت به معنای حقِ دوستی و معاشرت است. سیهگلیم استعاره از بدبختی و سرانجام ناگوار است.
تو در دیدگان من جای داری و بسیار عزیزی، اما در دل من حضور نداری و از سختیها و بلاهای روزگار که بر سر من میآید، هیچ هراسی نداری.
نکته ادبی: بر دیده نشستن کنایه از عزیز بودن و گرامی داشتن است. آتش و آب کنایه از بلاها و گرفتاریهای دشوار است.
آرایههای ادبی
اشاره به سرنوشت سیاه و بدبختی است.
به معنای عزیز و گرامی بودن در نظر کسی است.
نماد سختیها و ناملایمات شدید زندگی است.