دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۴۳

مولوی
هر روز دلم نو شکری نوش کند کز ذوق گذشته ها فراموش کند
اول باده ز عاشقی نوش کند آنگاه دهد به ما و مدهوش کند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به تصویرسازی حال و هوای عرفانی و تجربیات روحانی جانِ عاشق می‌پردازد که در آن، دلِ آدمی هر روز با چشیدن حلاوت‌های جدیدی از عشق، تلخی‌ها و دلبستگی‌های گذشته را به دست فراموشی می‌سپارد.

این فرآیند، نوعی تعالیِ روح را نشان می‌دهد که در آن، عاشق ابتدا خود از این شرابِ معرفت و محبت سیراب می‌شود و سپس دیگران را نیز در این مستیِ معنوی سهیم می‌کند تا از قیودِ عقلِ جزئی رها شوند.

معنای روان

هر روز دلم نو شکری نوش کند کز ذوق گذشته ها فراموش کند

دل من هر روز شیرینی و حلاوت تازه‌ای را تجربه می‌کند؛ لذتی که باعث می‌شود تلخی‌ها و یادِ گذشته‌های دور را کاملاً به فراموشی بسپارد.

نکته ادبی: «نو شکر» به معنای شیرینیِ تازه و نوپدید است. «ذوق» در اینجا به معنای لذت و حلاوتِ روحانی است.

اول باده ز عاشقی نوش کند آنگاه دهد به ما و مدهوش کند

عاشق ابتدا خودش شرابِ عشق را می‌نوشد و مست می‌شود، سپس همین جامِ مستی‌بخش را به ما نیز پیشکش می‌کند تا ما نیز از خود بی‌خود شویم.

نکته ادبی: «باده» در اینجا نمادِ عشق حقیقی و فیض الهی است. «مدهوش» به معنای کسی است که از شدتِ وجد و سرور، هوش و عقلِ معمولی را از دست داده و به ساحتِ دیگری وارد شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره باده

اشاره به عشق و شورِ عرفانی که همچون شراب، آدمی را از هوشیاریِ معمولِ دنیوی خارج می‌کند.

تصویرسازی نو شکری نوش کند

بهره‌گیری از حواسِ چشایی برای درکِ مفاهیمِ انتزاعیِ عشق و تجربه روحی که فضایی ملموس و دلپذیر ایجاد کرده است.