دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۴۱

مولوی
هرچیز که بسیار شود خوار شود گر خوار شود به خانهٔ پار شود
گر سیر شود از همه بیزار شود یارش به بهای جان خریدار شود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر یک اصل بنیادین در روان‌شناسیِ روابط و اقتصادِ ارزش‌گذاری است؛ بدین معنا که فراوانیِ بیش از حد، هر نعمتی را از چشم می‌اندازد و آن را بی‌قدر و منزلت می‌کند. در واقع، انسان‌ها همواره به آنچه کمیاب و دست‌نیافتنی است، تمایل بیشتری نشان می‌دهند.

از سوی دیگر، این سروده به اشباع‌شدگی و دلسردی می‌پردازد. هنگامی که میل و اشتیاق بیش از اندازه ارضا شود، فرد دچار ملال و بیزاری می‌شود، اما همین که مطلوب از دسترس خارج شود یا کمیاب گردد، دوباره ارزشمند شده و مورد طلبِ مشتاقان قرار می‌گیرد.

معنای روان

هرچیز که بسیار شود خوار شود گر خوار شود به خانهٔ پار شود

هر پدیده‌ای که بیش از اندازه در دسترس باشد و فراوان گردد، ارزش و اعتبار خود را از دست می‌دهد و خوار و بی‌مقدار می‌شود؛ و آنگاه که خوار شد، همچون اشیای قدیمی و فراموش‌شده به پستویِ تاریخ و گذشته (خانه پار) سپرده می‌شود.

نکته ادبی: واژه «خوار» در اینجا به معنای بی‌ارزش و پست است. «خانه پار» ترکیبی استعاری است که به جایگاهِ اشیای گذشته و فراموش‌شدگی اشاره دارد.

گر سیر شود از همه بیزار شود یارش به بهای جان خریدار شود

هنگامی که شخص از چیزی یا کسی کاملاً سیر و اشباع شود، از همه چیز دلسرد و بیزار می‌گردد؛ اما اگر همان معشوق یا مطلوب، کمیاب شود یا از دسترس دور گردد، عاشق با تمام وجود و به قیمت جانش برای به دست آوردن دوباره‌اش تلاش می‌کند.

نکته ادبی: «سیر» در اینجا به معنای اشباع‌شدگی و بی‌نیازیِ کاذب است که منجر به دل‌زدگی می‌شود. «یار» در اینجا استعاره از معشوق یا مطلوب است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (تناقض) بسیار شدن و خوار شدن

بیانِ معکوسِ رابطه میانِ فراوانی و کاهش ارزش.

استعاره خانهٔ پار

اشاره به مکانی تمثیلی برای اشیای فراموش‌شده یا دوران گذشته.

کنایه سیر شدن

کنایه از اشباع‌شدگی و از دست دادنِ شور و شوقِ اولیه.