دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۳۹

مولوی
هر جا به جهان تخم وفا برکارند آن تخم ز خرمنگه ما می آ رند
هرجا ز طرب ساز نی بردارند آن شادی ماست آن خود پندارند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌یِ نگاهی عرفانی و عمیق به هستی است؛ جایی که گوینده، وجودِ خویش را سرچشمه‌ی تمامیِ ارزش‌هایِ متعالیِ انسانی همچون وفاداری و شادمانی می‌داند. او بر این باور است که آنچه انسان‌ها در پهنه‌یِ جهان می‌بینند و تجربه می‌کنند، تنها بازتابی از حقیقتِ وجودیِ اوست.

در این نگرش، مردمِ جهان به دلیل غفلت و ناآگاهی، سرچشمه‌یِ حقیقیِ این حس‌هایِ ناب را درنمی‌یابند و به اشتباه گمان می‌کنند که این وفاداری یا شادمانی، زاییده‌یِ شرایط یا اراده‌یِ خودِ آنان است؛ در حالی که همه‌یِ این‌ها، جلوه‌هایی از حقیقتِ مطلقِ شاعر یا محبوب است.

معنای روان

هر جا به جهان تخم وفا برکارند آن تخم ز خرمنگه ما می آ رند

در هر کجای این جهان که بذری از وفا و پیمان‌داری کاشته می‌شود، حقیقتِ آن بذر از انبار و خرمنِ وجودِ ما تأمین شده است.

نکته ادبی: واژه‌ی «خرمنگه» به معنایِ محلِ نگهداریِ محصول (خرمن‌گاه) است که در اینجا استعاره از سرچشمه‌یِ تمامیِ خیرات و نیکی‌هاست.

هرجا ز طرب ساز نی بردارند آن شادی ماست آن خود پندارند

هر کجا که مردم برای سرور و شادمانی، آلاتِ موسیقی (مانند نی) را برمی‌دارند و می‌نوازند، آن شادی در واقع از آنِ ماست، اگرچه آنان به خطا تصور می‌کنند که شادی از آنِ خودشان است.

نکته ادبی: سازِ نی نمادی از اسبابِ سرور است و «خود پندارند» اشاره به غفلتی دارد که انسان‌ها در آن گرفتارند و متوجه نیستند که هر شادمانی، بازتابی از ذاتِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تخم وفا

وفاداری به بذری تشبیه شده که در زمینِ جهان کاشته می‌شود تا رشد کند.

استعاره خرمنگه

وجودِ گوینده به خرمن‌گاه یا انباری تشبیه شده است که تمامیِ خیراتِ جهان از آن برداشت می‌شود.

کنایه آن خود پندارند

کنایه از ناآگاهی و غفلتِ آدمی از منشأ اصلیِ احساسات و معنویات است.