دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۳۷

مولوی
و هو معکم از او خبر می آید در سینه از این خبر شرر می آید
زانی ناخوش که خویش نشناخته ای چون بشناسی دگرچه در می آید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر با تکیه بر بن‌مایه‌های عرفانی، بر دو رکن اساسی تأکید می‌ورزد: یکی حضورِ جاری و همیشگیِ خداوند در کنارِ انسان که مبدأ بیداری و شوریدگی است و دیگری، ضرورتِ شناختِ خویشتن برای دستیابی به آرامشِ حقیقی.

شاعر در این ابیات، ناآرامی‌های درونی بشر را حاصلِ بی‌خبری از ذاتِ الهی و ناآشنایی با حقیقتِ وجودِ خود می‌داند و نوید می‌دهد که با معرفتِ نفس و ادراکِ حضورِ حق، تمامیِ رنج‌ها و اضطراب‌ها رنگ می‌بازند.

معنای روان

و هو معکم از او خبر می آید در سینه از این خبر شرر می آید

آیه شریفه «و او با شماست» حامل پیام حضور همیشگی خداوند در کنار آدمی است که آگاهی از این حقیقت، شعله‌ای از شوق و بی‌قراری در جانِ انسانِ عاشق برمی‌افروزد.

نکته ادبی: تلمیح به آیه چهارم سوره حدید که پایه و اساس توحید افعالی و قرب الهی در عرفان است.

زانی ناخوش که خویش نشناخته ای چون بشناسی دگرچه در می آید

دلیل اصلیِ ناآرامی و پریشان‌حالی تو این است که هنوز گوهر وجودیِ خویش را بازنیافته‌ای؛ اما هنگامی که به این خودشناسی دست یابی، دیگر هیچ غم و اندوهی بر تو چیره نخواهد شد.

نکته ادبی: اشاره به آموزه بنیادین خودشناسی در عرفان که مقدمه معرفت حق تعالی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح و هو معکم

اشاره مستقیم به آیه ۴ سوره حدید برای تبیین حضور همیشگی خداوند.

استعاره شرر

به کارگیری واژه آتش برای توصیف شدت و سوزِ آگاهیِ روحانی و شور عاشقانه.

پرسش انکاری دگرچه در می آید

استفاده از استفهام برای بیان اینکه پس از خودشناسی، دیگر رنجی باقی نمی‌ماند.