دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۳۲

مولوی
می آ ید یار و چون شکر میخندد وز مرتبه بر شمس و قمر میخندد
این یک نظری که در جهان محرم او است هم پنهانی بدان نظر می خندد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تصویرسازیِ آمدنِ یار و تاثیرِ آن بر عالمِ هستی می‌پردازد. فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از شادمانیِ روحانی و لطافت است که در آن، چهره و خنده‌ی یار، شیرینی‌بخشِ جهان و فراتر از درخششِ خورشید و ماه توصیف شده است.

در بیت دوم، شاعر به مفهومِ 'مَحرمیّت' و رابطه‌ی خاصِ عاشق و معشوق اشاره دارد؛ اینکه تنها کسی که در مقامِ عشق به مرتبه‌ی آشنایی با اسرار دست یافته، می‌تواند نگاه‌های پنهانی و الطافِ ویژه‌ی محبوب را درک کند و با او در پیوندی پنهانی باشد.

معنای روان

می آ ید یار و چون شکر میخندد وز مرتبه بر شمس و قمر میخندد

یار در حالی که مانند شکر شیرین و دلنشین است، می‌خندد و به دلیل مقام و منزلتِ والای خود، خورشید و ماه را در برابرِ درخششِ خویش ناچیز شمرده و به آن‌ها می‌خندد.

نکته ادبی: «شکر» در اینجا استعاره از شیرینیِ کلام و خنده است. «بر شمس و قمر خندیدن» کنایه از برتریِ مطلق و بی‌نیاز بودن از انوارِ آسمانی است.

این یک نظری که در جهان محرم او است هم پنهانی بدان نظر می خندد

تنها کسی که در این جهان، رازدار و محرمِ اسرارِ آن یار است، موردِ توجهِ ویژه‌ی او قرار می‌گیرد و آن محبوبِ ازلی، پنهانی به آن نگاهِ خاص و عاشقانه‌ی او لبخند می‌زند.

نکته ادبی: «محرم» به معنای کسی است که به حریمِ خصوصی و اسرارِ محبوب راه یافته است. «نظر» در اینجا به معنای نگاهِ آگاهانه و اشرافِ شهودی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون شکر میخندد

تشبیه خنده‌ی یار به شیرینیِ شکر برای تداعیِ حلاوت و لذتِ دیدار.

کنایه بر شمس و قمر میخندد

کنایه از برتریِ جمالِ محبوب بر تمامیِ زیبایی‌هایِ مرسوم و انوارِ درخشانِ آفاقی.

واژه‌ی عرفانی محرم

اشاره به سالکِ طریق که به اسرارِ نهانِ الهی یا معشوق راه یافته است.