دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۲۵

مولوی
مگذار که وسوسه زبونت گیرد چون مار به حیله و فسونت گیرد
تا آن مه بی چون کند آهنگ گرفت حیران شود آسمان که چونت گیرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر لزوم هوشیاری سالک در برابر فریب‌های دنیوی تأکید می‌ورزد و او را از افتادن در دام‌گاه وسوسه‌هایی که همچون ماری مکار، جان را به بند می‌کشند، برحذر می‌دارد.

در ادامه، فضا به جلوه‌ی اراده‌ی معشوق ازلی اشاره دارد که وقتی قصدِ جذبِ جانِ عاشق می‌کند، نظمِ افلاک را نیز در حیرت و شگفتی از این وصلِ غیرمنتظره فرو می‌برد.

معنای روان

مگذار که وسوسه زبونت گیرد چون مار به حیله و فسونت گیرد

اجازه مده که وسوسه‌های نفسانی بر تو مسلط شوند؛ چرا که این وسوسه‌ها همچون ماری مکار، با حیله و افسون تو را گرفتار می‌کنند.

نکته ادبی: زبون گرفتن به معنای مسلط شدن و به بند کشیدن است و فسون به معنای نیرنگ و افسونگری است.

تا آن مه بی چون کند آهنگ گرفت حیران شود آسمان که چونت گیرد

هنگامی که آن ماهِ بی‌همتا و متعالی (ذات حق) اراده کند که تو را به سوی خود بکشد، آسمان و کائنات در شگفت می‌مانند که چگونه این پیوند میان عالم خاکی و حضرت دوست صورت می‌گیرد.

نکته ادبی: مهِ بی‌چون کنایه از ذات اقدس الهی است که فراتر از قید و بندهای زمانی و مکانی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون مار

وسوسه به ماری تشبیه شده است که با حیله و افسون شکار خود را به بند می‌کشد.

استعاره مه بی‌چون

ماه استعاره‌ای از معشوق حقیقی یا خداوند است که صفت متعالی و بی‌چون دارد.

تشخیص حیران شود آسمان

به آسمان ویژگی انسانیِ حیرت و شگفتی نسبت داده شده است که بر عظمتِ کارِ حق دلالت دارد.