دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۲۰

مولوی
مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود بس پرده نشین که ضال و گمراه شود
ور چاه زنخدانت ببیند یوسف آید که بر آن رسن در این چاه شود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از نمادهای کلاسیک غزل فارسی، به توصیف قدرتِ افسون‌گریِ زیباییِ محبوب می‌پردازند. شاعر، زلفِ سیاهِ یار را به ریسمانی تشبیه می‌کند که همچون نقابی بر چهرهٔ درخشان اوست و چنان نیروی فریبندگی دارد که حتی پارسایانِ گوشه‌نشین را نیز از راه به در می‌برد.

در ادامه، شاعر با توسل به داستانِ حضرت یوسف، به اوجِ بی‌همتاییِ زیباییِ معشوق اشاره می‌کند؛ به‌گونه‌ای که یوسف با آن‌همه کمالِ زیبایی، اگر چشمش به چالِ چانهٔ این یار بیفتد، مشتاق می‌شود که با ریسمانِ زلفِ او به درونِ این چاهِ دلربا قدم بگذارد.

معنای روان

مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود بس پرده نشین که ضال و گمراه شود

وقتی گیسوی سیاه و معطر تو همچون پرده‌ای بر چهرهٔ ماه گونه‌ات می‌افتد، بسیاری از افرادِ پرهیزکار و گوشه‌نشین، مجذوبِ این زیبایی شده و آرامش و مسیرِ حق را گم می‌کنند.

نکته ادبی: رسن به معنای ریسمان است و اینجا کنایه از گیسوی بلند است؛ پرده‌نشین اشاره به کسانی دارد که از معاشرت با مردم دوری کرده و در خلوت به عبادت می‌پردازند.

ور چاه زنخدانت ببیند یوسف آید که بر آن رسن در این چاه شود

اگر حضرت یوسف با آن‌همه زیبایی، جمالِ چالِ چانهٔ تو را ببیند، چنان شیفته می‌شود که مشتاق خواهد بود تا با ریسمانِ گیسوی تو، به درونِ این چاهِ عمیق و دلربا پایین برود.

نکته ادبی: زنخدان به معنای گودی چانه است که در شعر فارسی نمادِ زیبایی و گیرایی است؛ اشاره به داستان یوسف و چاه، آرایه تلمیح را در این بیت می‌سازد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه مشکین رسنت، پردهٔ ماه، چاه زنخدان

شاعر زلف را به ریسمان، چهره را به ماه و گودی چانه را به چاه تشبیه کرده است.

تلمیح یوسف، چاه

اشاره مستقیم به داستان حضرت یوسف و افکنده شدن او در چاه که نمادی از زیبایی و فتنه است.

مراعات نظیر (تناسب) رسن، چاه، یوسف

این واژگان در یک حوزه معنایی مشترک از داستان یوسف قرار دارند و هماهنگی زیبایی در کلام ایجاد کرده‌اند.