دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۱۶

مولوی
مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد عالم عالم جهان جهان راز آورد
چندان به همه سوی جهان بیرون شد کاین هر دو جهان به قطره ای باز آورد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی نمادین به توصیف سیر و سلوک روح انسان می‌پردازند که از آن به «مرغ دل» تعبیر شده است. این پرنده‌ی جان در جستجوی حقیقت، چنان در بیکرانِ هستی پرواز کرده و به کاوش پرداخته است که گنجینه‌ای از اسرار جهان‌های گوناگون را با خود به ارمغان آورده است.

شاعر در این کلام، عظمتی ورای عالم ماده را برای جان آدمی متصور است. در نگاه او، پس از آن‌که روح، حقیقتِ هستی را درنوردید، گستره‌ی تمام عالمِ خلقت در برابر وسعتِ درک و آگاهی او به قطره‌ای ناچیز بدل می‌شود؛ به این معنا که حقیقتِ هستی بسیار فراتر از ظاهرِ این جهان‌های مادی و اخروی است.

معنای روان

مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد عالم عالم جهان جهان راز آورد

مرغ روح و جان من به اندازه‌ای در آفاق هستی به سیر و سلوک پرداخته که از جهان‌های بی‌شمار، اسرار فراوانی را برای من به ارمغان آورده است.

نکته ادبی: «مرغ دل» استعاره از روح یا جان آدمی است که در قفس تن اسیر است و برای پرواز به سوی حق اشتیاق دارد. «عالم عالم» تکرار واژه برای تأکید بر کثرت و بی‌کرانی جهان‌هاست.

چندان به همه سوی جهان بیرون شد کاین هر دو جهان به قطره ای باز آورد

این جان به قدری در گستره‌ هستی پرواز کرد و به کاوش پرداخت که تمام این جهان و جهان باقی در برابر وسعت یافته‌های او، همچون قطره‌ای ناچیز گشت.

نکته ادبی: «بیرون شد» کنایه از خروج از عالم ماده و تجرد روح است. تشبیه «هر دو جهان» به «قطره» بیانگر بی‌اعتباری جهان‌های مادی در برابر دریای بی‌کران حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرغ دل

جان و روح آدمی به مرغی تشبیه شده که میل به پرواز و آزادی از قفس تن دارد.

مبالغه و اغراق عالم عالم جهان جهان

تکرار برای نشان دادن گستردگی بیش از حد و کثرت غیرقابل شمارش عالم‌هایی که روح در آن‌ها سفر کرده است.

تشبیه کاین هر دو جهان به قطره ای باز آورد

تشبیه وسعت دو عالم هستی به یک قطره برای بیان حقارت آن در برابر حقیقت متعالی که روح آن را دریافته است.