دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۱۳

مولوی
مردان رهت که سر معنی دانند از دیدهٔ کوته نظران پنهانند
این طرفه تر آنکه هرکه حق را بشناخت مومنشد و خلق کافرش میخوانند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیین تضاد میان دیدگاه عارفان و حقیقت‌جویان با نگاه سطحی عامه مردم می‌پردازد. شاعر در فضایی آکنده از حکمت و گلایه، تأکید می‌کند که صاحبان حقیقت همواره از دیدگان ظاهر‌بینِ نادانان پنهان مانده و به همین دلیل، مورد قضاوت‌های نادرست قرار می‌گیرند.

مفهوم محوری این سروده، غربت اهل حق در میان خلق و وارونه‌نمایی حقیقت است. شاعر اشاره دارد که درک مقام و منزلت عارفان از عهده تنگ‌نظران خارج است و این دوری از حقیقت، گاه به جایی می‌رسد که مؤمنان واقعی به اشتباه از سوی ناآگاهان به کفر متهم می‌شوند.

معنای روان

مردان رهت که سر معنی دانند از دیدهٔ کوته نظران پنهانند

رهروان واقعی و سالکان طریق حقیقت که به باطن و اسرار آفرینش آگاهند، از نگاه افرادی که دیدگاهی سطحی دارند و به ظواهر بسنده می‌کنند، پنهان و ناشناخته‌اند.

نکته ادبی: «سر معنی» در اینجا به معنای حقیقت و باطن امر است. «کوته‌نظران» کنایه از عامه مردمِ فاقدِ درکِ معنوی است.

این طرفه تر آنکه هرکه حق را بشناخت مومنشد و خلق کافرش میخوانند

شگفتیِ کار در این است که هر کس به حقیقتِ مطلق رسید و به معنای واقعی مؤمن شد، مردمِ ناآگاه به دلیل ناتوانی در درک او، وی را کافر و بی‌دین می‌نامند.

نکته ادبی: «طرفه» صفتِ به معنای عجیب و شگفت‌آور است. «حق» در اینجا می‌تواند به معنای ذات باری‌تعالی یا حقیقتِ مطلق باشد.

آرایه‌های ادبی

کنایه کوته‌نظران

اشاره به افراد سطحی‌نگر و بی‌بصیرت که توان درک حقیقت را ندارند.

تضاد مؤمن و کافر

برجسته‌سازی قضاوت اشتباه مردم نسبت به عارفان از طریق تقابل این دو واژه.