دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۱۱

مولوی
ماهی که کمر گرد قمر می بندد غمگینم از اینکه خوشدلم نپسندد
چون بیندم او که من چین گریانم پنهان پنهان شکر شکر میخندد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شعر پیش‌رو توصیف حال‌وهوای دلتنگی عاشقی است که در برابر زیباییِ کمال‌یافته و بی‌اعتنای محبوب قرار گرفته است. شاعر میانِ دردِ فراق و اشکریزانِ خویش و لبخندِ پنهانی و شیرینِ محبوب، تضادی عمیق ترسیم می‌کند که نشان از سرگشتگی و در عین حال تسلیمِ عاشق در برابر نازِ یار دارد.

این ابیات بیانگر رابطه‌ای یک‌سویه است که در آن، محبوب با جمالِ آسمانی و رفتاری معماگونه، عاشق را در میانه‌ی اندوه و حیرت رها کرده و تماشاگرِ بی‌تابی‌های اوست.

معنای روان

ماهی که کمر گرد قمر می بندد غمگینم از اینکه خوشدلم نپسندد

آن محبوبِ زیبارویی که چهره‌اش چون ماهِ درخشان است و با ناز و کرشمه کمربند بر میان می‌بندد، مرا در غم و اندوه فرو برده است؛ زیرا آن دلبرِ محبوب و خوش‌سخن، مرا لایقِ توجه و دلبری نمی‌داند.

نکته ادبی: قمر استعاره از چهره محبوب است و کمر بستن در اینجا کنایه از آراستگی و آمادگی برای جلوه‌گری و دلبری است.

چون بیندم او که من چین گریانم پنهان پنهان شکر شکر میخندد

هنگامی که او مرا در حالِ گریه و زاری می‌بیند، به جای آنکه از دردِ من غمگین شود، در خفا و با لبخندی شیرین که چون قند و شکر است، به حالِ نزارِ من می‌خندد.

نکته ادبی: واژه چین در اینجا به احتمال قوی تصحیف و خطای کتابت است و منظور شاعر چنین (به این صورت) بوده است. پنهان پنهان نشان‌دهنده استمرارِ خنده‌های پنهانیِ محبوب است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه / قمر

تشبیه چهره‌ی محبوب به ماه برای تأکید بر زیباییِ درخشان و خیره‌کننده او.

تضاد گریانم / میخندد

تقابلِ میانِ اندوهِ عاشق (گریه) و شادیِ پنهانیِ محبوب (خنده) برای نشان دادن فاصله عاطفی و بی‌پناهی عاشق در برابر یار.

تکرار پنهان پنهان / شکر شکر

تکرار واژگان برای تأکید بر استمرارِ کنشِ محبوب و شیرینیِ کلام و خنده‌های او که گویی حلاوتِ قند دارد.