دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۸۰۳

مولوی
کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد ور نور تو آفتاب عالم باشد
اسرار جهان چگونه پوشیده شود بر خاطره آنکه با تو محرم باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار به مقامِ قرب و نزدیکی با معشوق می‌پردازد و نشان می‌دهد که پیوندِ قلبی با او، چگونه انسان را از تاریکیِ اندوه می‌رهاند و چشمِ دل را بر حقایقِ هستی می‌گشاید.

شاعر تأکید دارد که حضورِ معشوق، نوری است که تمامِ زوایای جهان را روشن می‌کند و برای عاشقی که به مرحله‌ی «محرِم‌شدن» رسیده است، هیچ رازی در جهانِ خلقت پنهان نمی‌ماند.

معنای روان

کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد ور نور تو آفتاب عالم باشد

کسی که هم‌نشینی و همراهیِ با تو او را شادمان و خرم کرده است، هرگز گرفتارِ اندوه نخواهد شد؛ حتی اگر نورِ حضورِ تو به اندازه‌ی روشناییِ خورشید در سراسرِ عالم باشد و همه چیز را تحتِ شعاع قرار دهد.

نکته ادبی: «کی» در ابتدای بیت، استفهامِ انکاری است و معنای «هرگز» را می‌رساند. واژه‌ی «ور» کوتاه‌شده‌ی «و اگر» است.

اسرار جهان چگونه پوشیده شود بر خاطره آنکه با تو محرم باشد

برای آن کسی که به حریمِ خصوصیِ تو راه یافته و با تو محرم و همدل شده است، چگونه ممکن است رازهایِ پیچیده‌ی جهان پنهان بماند؟ (قطعا برای او همه چیز آشکار است).

نکته ادبی: «محرم» استعاره از کسی است که از بیگانگی با معشوق خارج شده و به اسرارِ درونِ او آگاهی یافته است. «خاطر» در اینجا به معنای ذهن و قلب است.

آرایه‌های ادبی

پرسش انکاری کی غم خورد / چگونه پوشیده شود

استفاده از پرسش برای تأکید بر اینکه غم جایی در قلبِ عاشق ندارد و اسرار برای محرم پوشیده نیست.

تشبیه نور تو آفتاب عالم

تشبیه شکوه و جلوه‌ی معشوق به خورشیدی که تمام جهان را روشن می‌کند.

تناسب اسرار - محرم

رابطه‌ی منطقی میان رازداری و محرَم بودن که یک مضمون رایج در ادبیات عرفانی است.