دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۹۳

مولوی
کشتی چو به دریای روان میگذرد می پندارد که نیستان میگذرد
ما میگذریم ز این جهان در همه حال می پندارم کاین جهان میگذرد