دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۹۰

مولوی
گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد از خار بترسد آنکه اشتر باشد
ور جان و جهان ز غصه آلوده شود پاکیزه شود چو عشق گازر باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با استفاده از تمثیل‌هایی ساده و برخاسته از دل طبیعت و زندگی روزمره، به تبیین جایگاه رنج و اندوه در زندگی انسان می‌پردازد. او معتقد است که جهان و هستی، آکنده از خارها و سختی‌هاست، اما این سختی‌ها برای سالکِ راهِ حقیقت، نه عاملی برای ترس، بلکه آزمونی برای سنجش ظرفیت وجودی اوست.

در بخش دوم، شاعر نگاهی امیدبخش دارد و از قدرت دگرگون‌سازِ «عشق» سخن می‌گوید. او عشق را چون رخت‌شوی (گازر) می‌داند که آلودگی‌های جان و جهان را که ناشی از غصه‌ها و تیرگی‌های روزگار است، پاک می‌کند و به روح آدمی صفا و جلا می‌بخشد.

معنای روان

گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد از خار بترسد آنکه اشتر باشد

اگر سراسر این جهان و آخرت از خارهای غم و اندوه لبریز باشد، تنها کسی که چون شتر، تواناییِ باربری و عبور از سختی‌ها را دارد، از این خارها آگاه است و ترسی حکیمانه در دل دارد (چرا که می‌داند این رنج‌ها بخشی از مسیر کمال است).

نکته ادبی: خار استعاره از رنج‌ها و مشکلات زندگی است. اشتر کنایه از سالک یا فردی است که قدرت تحمل و بارکشی در مسیر دشوار زندگی را دارد.

ور جان و جهان ز غصه آلوده شود پاکیزه شود چو عشق گازر باشد

و اگر جانِ انسان و کلِ عالم به واسطه غم و غصه‌ها آلوده و تیره گردد، تمام این پلیدی‌ها تنها با حضور «عشق» که همانند یک رخت‌شوی (گازر) عمل می‌کند، شسته و پاکیزه خواهد شد.

نکته ادبی: گازر واژه‌ای کهن به معنای رخت‌شوی است. در اینجا عشق به گازری تشبیه شده که سیاهی‌هایِ جان را پاک می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره خار غم

تشبیه رنج‌ها و مشکلاتِ وجود به خارهای تیز که بر جان انسان می‌نشیند.

تشبیه عشق گازر باشد

تشبیه قدرت تطهیرکنندگیِ عشق به کارکرد یک رخت‌شوی (گازر) برای تمیز کردنِ لباس‌های چرکین.

تضاد و تناسب آلوده و پاکیزه

استفاده از واژگان متضاد برای نشان دادنِ فرآیندِ تأثیرِ عشق بر روحِ آزرده.