دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۸۳

مولوی
گر دریا را همه نهنگان گیرند ور صحرا را همه پلنگان گیرند
ور نعمت و مال چشم تنگان گیرند عشاق جمال خوب رنگان گیرند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، تقابلِ میان دغدغه‌های مادی و قدرت‌طلبانه با نگاهِ زلال و عاشقانه تصویر شده است. در حالی که جهان در تکاپوی دستیابی به قدرت، ثروت و تسخیر عرصه‌های مختلف است، عاشقِ حقیقی تنها در پیِ تماشای جمالِ زیبایی است که فراتر از این درگیری‌های بیهوده قرار دارد.

شاعر با بهره‌گیری از نمادهای طبیعت، بی‌ارزشیِ ثروت و قدرتِ ظاهری را در برابرِ کششِ روحِ انسان به سوی زیباییِ مطلق و معنوی برجسته می‌سازد.

معنای روان

گر دریا را همه نهنگان گیرند ور صحرا را همه پلنگان گیرند

اگر تمامِ پهنه‌ی دریا را نهنگان تصاحب کنند و تمامیِ گستره‌ی بیابان به زیرِ سلطه‌ی پلنگان درآید، باز هم این وقایعِ دنیوی، حواسِ عاشق را از مقصودِ اصلی‌اش پرت نمی‌کند.

نکته ادبی: در این بیت، نهنگان و پلنگان نمادهای قدرتِ قاهره و سلطه‌گری هستند که بر مکان‌های مختلف چیره می‌شوند و فعل گیرند به معنای تصرف کردن است.

ور نعمت و مال چشم تنگان گیرند عشاق جمال خوب رنگان گیرند

و اگر تمامِ ثروت و دارایی‌های دنیا را افرادِ خسیس و دنیاپرست تصاحب کنند، عاشقانِ حقیقی همچنان سرگرمِ تماشای جمالِ چهره‌های دلربا و زیبا خواهند بود.

نکته ادبی: چشم‌تنگی کنایه‌ای از بخل و تنگ‌نظری است و خوب‌رنگان صفتی است برای کسانی که دارای چهره‌ای درخشان و زیبا هستند.

آرایه‌های ادبی

کنایه چشم تنگان

کنایه از افرادِ بخیل و مال‌اندوزی است که دیدگانِ حقیقت‌بینِ آن‌ها از دیدنِ زیبایی‌ها بسته است.

موازنه گر دریا را... / ور صحرا را...

ایجادِ توازن و هماهنگیِ ساختاری میانِ دو بخشِ یک بیت که به غنای موسیقاییِ کلام می‌افزاید.

تمثیل نهنگان در دریا و پلنگان در صحرا

شاعر برای تبیینِ چیرگیِ قدرت‌طلبان، از نمونه‌های عینی در طبیعت بهره گرفته است تا استدلالِ خود را ملموس‌تر کند.