دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۸۲

مولوی
گر در طلبی ز چشمه در بر ناید جویندهٔ در به قعر دریا باید
این گوهر قیمتی کسی را شاید کز آب حیات تشنه بیرون آید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر مفهوم «تلاشِ مستمر و همت بلند» برای دستیابی به مقاصد والای انسانی تأکید دارند. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل صید مروارید و غواصی، راهِ رسیدن به حقایق هستی و کمالات معنوی را نه در سطحی‌نگری و آسودگی، بلکه در ژرف‌کاوی و تحمل سختی‌های مسیر جستجو می‌کند.

نکته مهم در این نگاه، «تشنگیِ همیشگی» سالک است؛ بدین معنا که رسیدن به سرچشمه کمال، نباید مانع تداومِ اشتیاق شود. حقیقتِ گوهرِ وجود، تنها نصیبِ کسانی می‌شود که حتی پس از دستیابی به مرتبه‌ای از کمال، همچنان خود را نیازمند و مشتاق به دانستن و پیمودن می‌بینند.

معنای روان

گر در طلبی ز چشمه در بر ناید جویندهٔ در به قعر دریا باید

اگر به دنبال مروارید هستی، آن را در جویبار کوچک نخواهی یافت. برای یافتن گوهرِ حقیقت، باید دل به دریای عمیق زد و خطرِ غواصی را به جان خرید؛ چرا که اهداف بزرگ، تلاشی عظیم و شجاعتی در خورِ آن می‌طلبند.

نکته ادبی: واژه «در» به معنای مروارید است. ترکیب «در بر ناید» کنایه از میسر نشدن و به دست نیامدن هدف است.

این گوهر قیمتی کسی را شاید کز آب حیات تشنه بیرون آید

این گوهر گران‌بها (حقیقتِ الهی یا کمال) سزاوار کسی است که حتی وقتی به سرچشمه‌ی زندگی‌بخش (آب حیات) رسید، باز هم تشنه‌کام باقی بماند؛ یعنی هرگز از طلب کردن دست نکشد و به مرتبه‌ی موجود قانع نشود.

نکته ادبی: «آب حیات» نماد حقیقتِ مطلق یا کمال است و «تشنه بیرون آمدن» از آن، کنایه از تداوم طلب و فروتنی در برابرِ وسعتِ معرفت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره در

اشاره به مروارید به عنوان نماد حقیقت و ارزش‌های والای معنوی که به راحتی به دست نمی‌آیند.

پارادوکس کز آب حیات تشنه بیرون آید

کسی که از سرچشمه‌ی حیات می‌آید نباید تشنه باشد، اما این تضاد بر این دلالت دارد که عطشِ معرفت، حتی با وصال نیز پایان نمی‌پذیرد.

تمثیل جویندهٔ در به قعر دریا باید

تصویرسازیِ تلاشِ دشوار و غواصی در اعماق، برای تبیینِ ضرورتِ جستجو در اعماقِ جان برای رسیدن به حقایق.