دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۸۱

مولوی
گر خواب ترا خواجه گرفتار کند من نگذارم کسیت بیدار کند
عشقت چو درخت سیب میافشاند تا خواب ترا چو برگ طیار کند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر بیانگر تعهدی عمیق و عاشقانه است که در آن، شاعر خود را حافظ و نگهبان آرامش محبوب در دنیای بی‌خبری خواب می‌داند. او می‌کوشد تا سدی در برابر هیاهوی جهان باشد تا محبوبش در پناه این مراقبت، در سکون و آسایش باقی بماند.

در عین حال، شاعر به تضادی ظریف اشاره دارد؛ عشق خودِ محبوب مانند نیرویی طوفانی و پرجنب‌وجوش تصویر شده است که برخلاف میلِ شاعر، خوابِ محبوب را نیز تحت تأثیر قرار داده و آن را به تلاطم وامی‌دارد؛ گویی عشق، آرامشِ عمیق را به بی‌قراریِ برگ‌های در حال پرواز تبدیل می‌کند.

معنای روان

گر خواب ترا خواجه گرفتار کند من نگذارم کسیت بیدار کند

اگر خواب بر تو چیره شود و چشمانت را ببندد، من به هیچ‌کس اجازه نخواهم داد که آن آرامش را بر هم بزند و تو را بیدار کند.

نکته ادبی: واژه خواجه در اینجا خطاب به محبوب است و گرفتار کردن استعاره از به بند کشیدنِ وجود توسط خواب است.

عشقت چو درخت سیب میافشاند تا خواب ترا چو برگ طیار کند

اما از سوی دیگر، عشقت مانند درخت سیبی که در اثر تکان خوردن محصولاتش را می‌پاشد، خواب تو را نیز برمی‌آشوبد و آن را مانند برگ‌هایی که در باد به پرواز در می‌آیند، بی‌قرار و ناآرام می‌کند.

نکته ادبی: طیار به معنای پروازکننده و ناپایدار است و در اینجا تلاطمِ خوابِ محبوب در اثرِ عشق را تداعی می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عشقت چو درخت سیب

عشقِ محبوب به درخت سیبی تشبیه شده که با تکان خوردن، محصولاتش را به اطراف می‌پاشد.

تشبیه خواب ترا چو برگ طیار

خوابِ محبوب به برگِ در حال پرواز تشبیه شده که نشان‌دهنده تزلزل و ناآرامی آن است.

تشخیص خواب ترا گرفتار کند

خواب به موجودی زنده تشبیه شده که تواناییِ به بند کشیدن و گرفتار کردنِ انسان را دارد.