دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۸۰

مولوی
گر چرخ ترا خدمت پیوست کند مپذیر که عاقبت ترا پست کند
ناگاه به شربتی ترا مست کند در گردن معشوق دگر دست کند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر بی‌ثباتی و فریبندگی روزگار تأکید دارد و آدمی را از اعتماد به خوشی‌های زودگذر دنیا برحذر می‌دارد. شاعر با نگاهی حکیمانه، چرخِ گردون را موجودی می‌بیند که با فراهم کردن اسبابِ آسایش، آدمی را به غفلت می‌کشاند و سرانجام او را به زمین می‌زند.

در نگاهِ کلی، این کلام بر ناپایداریِ پیوندهایِ دنیوی و تغییراتِ ناگهانیِ تقدیر اشاره دارد؛ به گونه‌ای که هر شادیِ زودگذری، مقدمه‌ای برای یک شکست یا تغییری ناخوشایند است و انسانِ خردمند نباید فریبِ ظاهرِ آراسته و نوازشگرِ روزگار را بخورد.

معنای روان

گر چرخ ترا خدمت پیوست کند مپذیر که عاقبت ترا پست کند

اگر روزگار و گردشِ فلک به تو روی خوش نشان داد و بنایِ خدمت به تو را گذاشت، فریب مخور و به این خوش‌اقبالی دل نبند، زیرا عاقبتِ کارِ او جز خواری و زمین زدنِ تو نخواهد بود.

نکته ادبی: واژه چرخ استعاره از دهر و روزگار است و خدمت کردنِ آن کنایه از مساعدتِ تقدیر است.

ناگاه به شربتی ترا مست کند در گردن معشوق دگر دست کند

ناگهان با کامروایی و خوشی، تو را همچون مستی از خود بی‌خود می‌کند، اما دیری نمی‌گذرد که با تغییرِ مسیر، تو را به سویِ معشوقی دیگر می‌کشاند و وفاداری‌ات را درهم می‌شکند.

نکته ادبی: شربت در اینجا تمثیلی از لذت‌هایِ دنیوی است که هوشیاری را از انسان سلب می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره چرخ

اشاره به روزگار و گردشِ تقدیر که مانند انسانی صاحب اختیار، تغییر دهنده سرنوشت است.

کنایه در گردن معشوق دگر دست کردن

کنایه از بی‌وفاییِ روزگار و تغییرِ ناگهانیِ علایق و دلبستگی‌های انسان به واسطه تغییرِ شرایط.

تمثیل شربتی

استفاده از شربت برای توصیف لذت‌ها و کامروایی‌های زودگذر که باعث غفلت انسان می‌شود.