دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۷۹

مولوی
گر با دل و دنده هیچ کارم افتد در وقت وصال آن نگارم افتد
خون دل ز آب دیده زان میبارم تا آن دل و دیده در کنارم افتد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی اشتیاق عمیق و بی‌تابیِ عاشقی است که در آرزوی وصال محبوب، رنجِ هجران را با جان و دل پذیرا شده است. شاعر در این کلام، وصال را چنان باارزش می‌داند که تمامیِ سختی‌ها و خون‌دل خوردن‌ها را برای رسیدن به آن لحظه، ناچیز می‌شمارد.

فضای حاکم بر این سروده، حال‌وهوای انتظار و طلب است. عاشق با استفاده از تصویرسازی‌های کلاسیکِ ادبی، از اشکِ خونین و گداختنِ وجود سخن می‌گوید تا نشان دهد رسیدن به آغوش معشوق، یگانه مقصد و هدفِ تمامِ تلاش‌ها و بیقراری‌های اوست.

معنای روان

گر با دل و دنده هیچ کارم افتد در وقت وصال آن نگارم افتد

اگر قرار است در مسیرِ عاشقی دچار دردسر و رنج شوم، امیدوارم این اتفاق دقیقاً در لحظه‌ای رخ دهد که به وصالِ محبوبِ خود رسیده‌ام تا طعمِ شیرینِ وصل، تلخیِ رنج را از میان ببرد.

نکته ادبی: ترکیبِ «دل و دنده» در اینجا کنایه از تمام وجود و هستیِ عاشق است که درگیرِ عشق شده و استعاره‌ای از تقلا و تلاشی است که برای رسیدن به معشوق صورت می‌گیرد.

خون دل ز آب دیده زان میبارم تا آن دل و دیده در کنارم افتد

به همین خاطر است که از شدت غم و دوری، اشک‌هایی به رنگِ خون از چشمانم جاری می‌کنم، به این امید که با این ابرازِ اندوهِ عمیق و گریه‌های مکرر، محبوب (که جان و دیده من است) به آغوشم بازگردد.

نکته ادبی: «خون دل از آب دیده باریدن» نوعی مبالغه (اغراق) است که بر شدت غم و اندوه عاشق تأکید دارد؛ همچنین «دل و دیده» در اینجا مجازاً به معنایِ وجودِ معشوق است که شاعر آرزویِ وصالِ او را دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه دل و دنده

اشاره به تمام وجود و درگیر شدنِ عاشق در ماجرای عشق و چالش‌های آن.

اغراق خون دل ز آب دیده میبارم

تصویرسازیِ اغراق‌آمیز برای نشان دادنِ شدتِ حزن و اندوه ناشی از دوریِ معشوق.

مجاز دل و دیده

استفاده از اعضای بدن برای اشاره به کلیتِ شخصیت و وجودِ معشوق.