دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۷۶

مولوی
قومی به خرابات تو اندر بندند رندی چند و کس نداند چندند
هشیاری و آگهی ز کس نپسندند بر نیک و بد خلق جهان میخندند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه به توصیف جمعی از رندان وارسته می‌پردازد که با گسستن از تعلقات دنیوی و عقل مصلحت‌اندیش، در فضای نمادین خرابات به سر می‌برند. آنان فارغ از هیاهوی جهان، به قضاوت‌های نیک و بد مردم می‌خندند و معیارهای رایجِ دانایی و هشیاری را برنمی‌تابند.

نگاه شاعر در اینجا نگاهی است رندانه و انتقادی به زیستِ بشری؛ گویی عده‌ای خاص با رهایی از قیدِ «من» و «ما»، در مقامِ بی‌خودیِ عرفانی، نظاره‌گرِ بازیِ بیهوده روزگار و تلاش‌های بی‌حاصلِ مردمان در چنبره‌ی خیر و شر هستند.

معنای روان

قومی به خرابات تو اندر بندند رندی چند و کس نداند چندند

گروهی از رندانِ پاک‌باخته در فضای جان‌بخشِ خراباتِ تو (عالمِ رهایی و بی‌خودی) مأوا گزیده‌اند؛ آنان عده‌ای انگشت‌شمارند و شمارِ دقیقِ ایشان بر کسی آشکار نیست.

نکته ادبی: خرابات در اصطلاح عرفانی، مکانی است که در آن سالک از قیودِ شرعی و عرفی رها شده و به مقامِ فنا می‌رسد.

هشیاری و آگهی ز کس نپسندند بر نیک و بد خلق جهان میخندند

آنان هشیاری و آگاهیِ مرسومِ دنیوی را در هیچ‌کس نمی‌پسندند و به حالِ تمامِ مردمانِ دنیا که درگیرِ نیک و بدِ اعمالِ خویش هستند، می‌خندند.

نکته ادبی: هشیاری در این سیاق، استعاره از عقلِ جزئی‌نگر و وابستگی به اعتباراتِ دنیوی است که مانعِ رسیدن به شهودِ عرفانی است.

آرایه‌های ادبی

نماد خرابات

جایگاهِ رهایی از تعلّقات و مقامِ فنایِ عارفانه.

تضاد هشیاری و خرابات

تقابلِ میانِ عقلِ مصلحت‌اندیشِ دنیوی و عالمِ رندانِ فارغ از قید و بند.