دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۷۵

مولوی
قد الفم ز مشق چون جیم افتاد آن سو که توئی حسن دو میم افتاد
آن خوبی باقی تو ایجان جهان دل بستد و اندر پی باقیم افتاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در فضای غزل‌های عاشقانه و با بهره‌گیری از استعارات خوشنویسی سروده شده است. شاعر با تشبیه قامت خود به حروف الفبا، از تغییر شکل و انحنای اندامش به سبب رنج عشق سخن می‌گوید و در مقابل، زیبایی معشوق را با تکیه بر ویژگی‌های ظریف چهره و اندامش توصیف می‌کند.

مضمون اصلی شعر، تحول وجودی عاشق در پیوند با جمال معشوق است. شاعر معتقد است که در برابر زیبایی ابدی و بی‌همتای معشوق، تمام هستی و دل او تسخیر شده و اکنون به دنبال آن زیبایی، سرگردان و پیگیر است.

معنای روان

قد الفم ز مشق چون جیم افتاد آن سو که توئی حسن دو میم افتاد

قامت راست من که همچون حرف «الف» بود، به دلیل رنج و تمرینِ عشق، خمیده و شبیه حرف «جیم» شد؛ و در آنجایی که تو حضور داری، زیباییِ دو «میم» (اشاره به دهانِ کوچک و میانِ باریک) نیز نمایان است.

نکته ادبی: بهره‌گیری از استعاره‌های خوشنویسی (الف برای قامت راست و جیم برای قامت خمیده) و ایهام‌گویی در باب ویژگی‌های اندام معشوق.

آن خوبی باقی تو ایجان جهان دل بستد و اندر پی باقیم افتاد

ای جانِ جهان که دارای زیباییِ همیشگی و جاودان هستی، تو دل مرا ربودی و اکنون مابقیِ وجود من نیز در پی تو روان شده است.

نکته ادبی: «باقیم» به معنای باقی‌مانده‌ی وجود یا قلب شاعر است که پس از دل‌ربایی معشوق، به دنبال او می‌رود.

آرایه‌های ادبی

استعاره و مراعات‌نظیر الف و جیم

تشبیه قامت راست به الف و قامت خمیده به جیم که با واژه «مشق» (تمرین خوشنویسی) تناسب دارد.

کنایه دو میم

اشاره کنایی به «دهان» و «میان» (کمر) که در ادبیات کلاسیک فارسی، دو ویژگی بارز زیبایی معشوق هستند.