دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۷۴

مولوی
قاصد پی اینکه بنده خندان نشود پنهان مکن از بنده که پنهان نشود
گر بر در باغی بنویسی زندان باغ از پی آن نوشته زندان نشود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به یک حقیقت فلسفی و بنیادین اشاره دارند که نام‌گذاری‌ها، القاب و پنهان‌کاری‌های ظاهری هرگز نمی‌توانند ماهیت حقیقی اشیاء و واقعیت‌های جهان را دگرگون سازند. شاعر با نگاهی خردمندانه بر این باور است که حقیقت، مستقل از ادراک و اوهام آدمی، جایگاه خود را حفظ می‌کند.

در واقع، پیام اصلی این است که تلاش برای تغییر دادن واقعیت از طریق سرپوش نهادن یا تغییر نام، بیهوده است؛ چرا که ذاتِ هر پدیده، فارغ از آنچه ما به آن نسبت می‌دهیم یا درباره‌اش می‌گوییم، به هویت اصلی خویش باقی می‌ماند.

معنای روان

قاصد پی اینکه بنده خندان نشود پنهان مکن از بنده که پنهان نشود

ای قاصد، به این بهانه که منِ بنده خشنود نشوم، حقیقتی را از من کتمان مکن؛ چرا که پنهان کردنِ تو، باعثِ محو شدن یا تغییرِ آن حقیقت نمی‌شود و آن امر همچنان پابرجاست.

نکته ادبی: واژه قاصد در اینجا خطاب به پیک یا دانای راز است. تکرار واژه پنهان برای تأکید بر بیهودگیِ مخفی‌کاری در برابر حقیقتِ جاری است.

گر بر در باغی بنویسی زندان باغ از پی آن نوشته زندان نشود

اگر بر سردرِ یک باغ، برچسبِ زندان بزنی و بنویسی که اینجا زندان است، آن باغ به سبب این نام‌گذاریِ ساختگی، ماهیتِ حقیقیِ خود را از دست نمی‌دهد و به زندان تبدیل نمی‌شود.

نکته ادبی: استفاده از تقابلِ باغ و زندان برای نشان دادن تضاد میان حقیقتِ ماهوی و نام‌گذاری‌های اعتباری و ظاهری است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل گر بر در باغی بنویسی زندان...

شاعر برای اثباتِ اینکه نام‌گذاری نمی‌تواند ماهیت را تغییر دهد، از تمثیلِ ساده و گویای باغ و زندان استفاده کرده است.

تضاد باغ و زندان

تقابل میان فضای دل‌انگیز باغ و محیط بسته و خفقان‌آورِ زندان برای تأکید بر تفاوتِ ذات با عرض (نام) به کار رفته است.