دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۷۱

مولوی
غم را بر او گزیده میباید کرد وز چاه طمع بریده میباید کرد
خون دل من ریخته میخواهد یار این کار مرا به دیده میباید کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر بر دو اصل اساسی در سلوک عاشقانه و عرفانی تأکید می‌ورزد: نخست، رهایی از قید و بندهای مادی و طمع که مانع کمال‌جویی است و جایگزینی آن با اندوهِ مقدسی که برخاسته از طلبِ محبوب است. دوم، آمادگی کامل برای ایثار و جان‌فشانی در راه معشوق و پذیرش سختی‌ها با جان و دل.

فضای حاکم بر این سخن، فضایی مبتنی بر عرفان و فداکاری است؛ جایی که عاشق برای رسیدن به رضایت محبوب، از منافع شخصی چشم می‌پوشد و حتی رنج کشیدن را مایه افتخار و وظیفه می‌داند.

معنای روان

غم را بر او گزیده میباید کرد وز چاه طمع بریده میباید کرد

باید غمِ عشق و حقیقت را بر هر امر دیگری برتری داد و از دامِ طمع و زیاده‌خواهی که همچون چاهی عمیق انسان را در خود اسیر می‌کند، دوری جست و رشتهٔ تعلق به آن را برید.

نکته ادبی: «گزیده کردن» در اینجا به معنای برگزیدن و ترجیح دادن است. «چاه طمع» ترکیبی استعاری است که سقوط و گرفتاری در دنیای مادی را تداعی می‌کند.

خون دل من ریخته میخواهد یار این کار مرا به دیده میباید کرد

معشوق از من فداکاری و تحمل رنج می‌طلبد و می‌خواهد که در راه او خون دل بخورم؛ من نیز باید با کمال میل و افتخار، این خواسته‌ی او را به جان خریده و انجام دهم.

نکته ادبی: «خون دل ریختن» کنایه از رنج کشیدن و اندوه عمیق است. «به دیده کردن» کنایه از انجام کاری با کمال میل و احترام و اشتیاق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره چاه طمع

تشبیه طمع به چاهی عمیق که انسان را در خود گرفتار و سرگشته می‌کند.

کنایه به دیده کردن

کنایه از انجام دادن کاری با میل و اشتیاق فراوان و تواضع.

کنایه خون دل ریختن

کنایه از تحمل رنج و سختی‌های طاقت‌فرسا در راه عشق.