دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۷۰

مولوی
عید آمده کز تو عید عیدانه برد از خرمن ماه تو به دل دانه برد
اینش برسد که روی بر ماه کند وینش نرسد که ماه نو خانه برد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایش زیبایی و جایگاه والای محبوب سروده شده‌اند. شاعر با نگاهی ستایش‌گرانه، عید واقعی را نه در تقویم، بلکه در دیدار و وجود محبوب می‌بیند. فضای کلی شعر، آمیخته‌ای از تحسین زیبایی‌های آسمانی محبوب و ناتوانیِ دست‌یابی به کمالِ وجودی اوست که در قالب استعاره‌های درخشان و تشبیهات ادبی بیان شده است.

معنای روان

عید آمده کز تو عید عیدانه برد از خرمن ماه تو به دل دانه برد

عید فرارسیده است تا از وجود تو هدیه و برکتی (عیدی) بگیرد. قلبِ عاشق، از خرمنِ زیباییِ چهره‌ات که مانند ماه می‌درخشد، دانه (توشه و برکت) برمی‌گیرد.

نکته ادبی: عیدانه به معنای هدیه و عیدی است و خرمن ماه استعاره‌ای است از کثرت و انبوهیِ زیبایی و نورِ چهره محبوب که به خرمنی از غلات تشبیه شده است.

اینش برسد که روی بر ماه کند وینش نرسد که ماه نو خانه برد

این (عاشق یا عید) شایستگی آن را دارد که به تماشای چهره‌ات که مانند ماه می‌درخشد بنشیند، اما آن‌قدر توانمند نیست که بتواند این ماهِ نو (چهره درخشان تو) را تصاحب کرده و با خود به خانه ببرد.

نکته ادبی: در این بیت از تکرارِ ساختاریِ برسد و نرسد برای ایجاد تضاد میان تماشاکردن (که ممکن است) و تصاحب‌کردن (که ناممکن است) بهره گرفته شده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه روی به ماه

تشبیه چهره محبوب به ماه که نماد زیبایی و درخشش در ادبیات کلاسیک است.

استعاره خرمن ماه

در نظر گرفتن زیبایی محبوب به عنوان منبعی سرشار و محصولی کشاورزی که می‌توان از آن توشه برداشت.

موازنه و تضاد برسد و نرسد

ایجاد تقابل میان لیاقتِ دیدار و ناتوانی در تملکِ حقیقتِ زیبایی.