دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۶۶

مولوی
عشق تو سلامت ز جهان می ببرد هجر تو اجل گشته که جان می ببرد
آندل که به صد هزار جان می ندهم یک خندهٔ تو به رایگان می ببرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده فضای عاطفی عمیق و شوریدگی عاشقانه‌ای است که در آن، معشوق با کمترین کنش، تمامیِ هستیِ عاشق را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این سروده، عشق نه تنها مایه آرامش نیست، بلکه دستمایه‌ای است که جان و روان عاشق را در کشاکشِ دوری و نزدیکی به بازی می‌گیرد و آسودگی را از او سلب می‌کند.

شاعر با بهره‌گیری از مبالغه‌های هنری، ارزش بی‌بدیلِ دل و قلبِ خود را در برابرِ خنده معشوق می‌سنجد و در نهایت، قدرتِ فریبنده و مسحورکننده معشوق را به تصویر می‌کشد که چگونه با یک لبخند، گران‌بهاترین دارایی عاشق را به تاراج می‌برد.

معنای روان

عشق تو سلامت ز جهان می ببرد هجر تو اجل گشته که جان می ببرد

عشق به تو آرامش و آسودگی را از هستی من سلب کرده است و دوری تو همچون مرگ، جانم را به یغما می‌برد.

نکته ادبی: سلامت در اینجا به معنای عافیت و آرامش است و اجل به عنوان استعاره‌ای برای مرگ و پایان زندگی به کار رفته است.

آندل که به صد هزار جان می ندهم یک خندهٔ تو به رایگان می ببرد

آن دلی را که حاضر نیستم با صدها هزار جان معاوضه کنم، تنها یک لبخند تو به آسانی و بدون هیچ هزینه‌ای از چنگم درمی‌آورد.

نکته ادبی: واژه رایگان به معنای مجانی و بی‌هزینه است و تقابل میان صد هزار جان و یک خنده، بیانگر ارزش بی‌پایان نگاه و خنده معشوق نزد عاشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره هجر تو اجل گشته

تشبیه دوری و فراق معشوق به مرگ که نشان‌دهنده شدت درد و رنج عاشق است.

مبالغه صد هزار جان

اغراق در ارزش نهادن به دل عاشق که نشان می‌دهد هیچ چیزی با ارزش قلب او برابری نمی‌کند.

تضاد صد هزار جان و یک خنده

تقابل میان ارزش بسیار زیاد دل و ناچیزی بهای از دست دادن آن در برابر لبخند معشوق.