دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۶۱

مولوی
عشق آن باشد که خلق را دارد شاد عشق آن باشد که داد شادیها داد
زاده است مرا مادر عشق از اول صد رحمت و آفرین بر آن مادر باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، نگاهی تعالی‌بخش و امیدآفرین به مفهوم عشق مطرح شده است. برخلاف بسیاری از متون کلاسیک که عشق را با درد و رنج گره می‌زنند، در اینجا عشق نیرویی حیات‌بخش، سرچشمه‌ی شادی‌آفرینی برای همگان و عاملی برای سعادت دیگران معرفی می‌شود.

شاعر در گامی فراتر، پیوند میان وجود خویش و عشق را به تولدی دوباره تشبیه می‌کند. او خود را پرورده‌ی دامنِ عشق می‌داند و با لحنی سرشار از سپاس و ستایش، این مبدأ هستیِ معنوی خود را گرامی می‌دارد.

معنای روان

عشق آن باشد که خلق را دارد شاد عشق آن باشد که داد شادیها داد

عشق حقیقی آن است که باعث شادی و نشاط مردم شود و به آنان آرامش ببخشد؛ عشق آن است که از سرچشمه‌ی خود، شادی‌های بی‌پایان به جهان ارزانی دارد.

نکته ادبی: تکرارِ عبارتِ «عشق آن باشد که» در ابتدای هر دو مصراع، آرایه‌ی تکرار برای تأکید بر تعریفِ خاصِ شاعر از حقیقتِ عشق است.

زاده است مرا مادر عشق از اول صد رحمت و آفرین بر آن مادر باد

من از همان آغاز هستی‌ام، توسط عشق به دنیا آمده‌ام و در دامان آن پرورش یافته‌ام؛ پس هزاران درود و آفرین بر این منشأ و مادرِ عشق باد که مرا چنین هستی بخشیده است.

نکته ادبی: استعاره‌ی «مادر عشق» اشاره به جایگاهِ بنیادیِ عشق در شکل‌گیریِ شخصیت و جهان‌بینیِ شاعر دارد که از آن به عنوان یک زاینده یاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

تکرار عشق آن باشد که

تکرارِ این عبارت در آغازِ هر دو مصراعِ بیت اول، باعث ایجادِ آهنگ و تأکیدِ بلاغی بر تعریفِ مدنظرِ شاعر شده است.

استعاره مادر عشق

تشبیه کردنِ عشق به مادر، نمادی است از اینکه عشق خاستگاه و پرورش‌دهنده‌ی هستی و اندیشه‌ی شاعر است.

اغراق صد رحمت و آفرین

استفاده از عدد صد در اینجا به معنایِ تعدادِ واقعی نیست، بلکه بیانگرِ سپاس و ارادت بی‌کران شاعر نسبت به جایگاهِ عشق است.