دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۶۰

مولوی
عشاق به یک دم دو جهان در بازند صد ساله بقا به یک زمان دربازند
بر بوی دمی هزار منزل بروند وز بهر دلی هزار جان دربازند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، تصویری متعالی از مقام فنا و ایثارِ عاشقانِ حقیقی در طریق معرفت است. در نگاه عارفانه، زمان و مکانِ مادی رنگ می‌بازد و آنچه اصالت دارد، لحظه‌ی دیدار و پیوند با محبوب است؛ لحظه‌ای که برای عاشق، ارزشی بیش از تمامِ عمر و هر دو عالم دارد.

فضای حاکم بر این سخن، شوریدگی و بی‌پرواییِ عاشق است. او نه به دنبال بقای خویش است و نه در بندِ تعلقات دنیوی و اخروی؛ بلکه تمامِ هستیِ خود را در قمارِ عشق می‌نهد تا در مسیرِ دشوار سلوک، به وصالی حتی کوتاه و گذرا دست یابد.

معنای روان

عشاق به یک دم دو جهان در بازند صد ساله بقا به یک زمان دربازند

عاشقانِ راستین چنان غرق در شوق محبوب‌اند که اگر فرصتِ درکِ یک لحظه حضور او را بیابند، به آسانی از تمامِ دارایی‌های خود در این جهان و آن جهان چشم می‌پوشند و صدها سال عمر و بقا را برای رسیدن به آن یک لحظه، فدا می‌کنند.

نکته ادبی: در بازیدن در اینجا به معنای قمار کردن و به کفه ترازو نهادنِ سرمایه جان و هستی است که کنایه از نثار کردن و گذشتن است.

بر بوی دمی هزار منزل بروند وز بهر دلی هزار جان دربازند

این عاشقان، به امیدِ استشمامِ رایحه‌ای از نفسِ محبوب یا درکِ لحظه‌ای از حضور او، هزاران منزلِ دشوارِ سلوک را پشت سر می‌گذارند و برای خشنودیِ دلِ محبوب یا به دست آوردنِ آن، حاضرند هزاران بار جانِ خود را فدا کنند.

نکته ادبی: واژه بوی در ترکیبِ بر بویِ، به معنای آرزو، امید و چشم‌داشت است و منزل در اصطلاح عرفانی، به جایگاه‌ها و مقاماتی اشاره دارد که سالک در مسیر کمال طی می‌کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه در بازیدن

استفاده از استعاره‌ای برگرفته از قمار برای بیان فدا کردن و از دست دادنِ آگاهانه جان و مال در راه عشق.

مبالغه هزار منزل، هزار جان

استفاده از عدد هزار برای تأکید بر وسعتِ ایثار و سختیِ راهِ سلوک که نشان‌دهنده عظمتِ کار عاشق است.

تضاد صد ساله بقا و یک زمان

تقابل میان طولانی بودنِ عمرِ معمولی و کوتاهیِ یک لحظه وصال، برای نشان دادنِ ارزشِ بی‌نظیرِ آن لحظه حضور.