دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۳۷

مولوی
شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید چون بچهٔ خرد آستین برخاید
چون دید مرا کنار را بگشاید چون باز جهد مرغ دلم برباید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی شور و هیجانِ لبریزِ عاشق در لحظه‌ی مواجهه با محبوب است. شاعر با استفاده از تمثیلِ رفتارِ کودکانه، بی‌قراریِ جانِ مشتاق را تصویر می‌کند که چگونه با دیدنِ یار، اختیار از کف می‌دهد و با تمام وجود به سوی او می‌شتابد.

در نگاه مولانا، وصالِ یار نه یک اتفاقِ معمولی، بلکه واقعه‌ای است که مرغِ جان را به پرواز درمی‌آورد و پیوند میان عاشق و معشوق را به گونه‌ای ترسیم می‌کند که گویی جانی در دو کالبد است.

معنای روان

شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید چون بچهٔ خرد آستین برخاید

خوشا به حال کسی که از دور، محبوب خویش را می‌بیند و چنان از دیدارش به وجد می‌آید که همچون کودکی خردسال، از فرط اشتیاق و بی‌تابی، آستینِ او را می‌کشد و به او می‌آویزد.

نکته ادبی: آستین بر خائیدن کنایه از التماس و ابراز اشتیاقِ شدید است که در اینجا معصومیت و بی‌ریاییِ عشق را نشان می‌دهد.

چون دید مرا کنار را بگشاید چون باز جهد مرغ دلم برباید

هنگامی که یار مرا می‌بیند، آغوشش را برای پذیرشِ من باز می‌کند و در همان لحظه، مرغِ دلم همچون بازی شکاری که از بند رها شده باشد، به سوی او پر می‌کشد و مرا تنها می‌گذارد.

نکته ادبی: کنار گشودن استعاره‌ای از دعوت به وصال و پذیرا بودنِ یار است و مرغِ دل نمادِ روحِ ناآرام و پروازگرِ انسان است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون بچه خرد

تشبیه عاشق به کودک خردسال برای نشان دادن خلوص نیت و بی‌تابیِ فارغ از تکلف در برابر محبوب.

استعاره مرغ دلم

جسم‌بخشی به دل و تشبیه آن به مرغی که توانایی پرواز و رهایی از قفسِ تن را دارد.

کنایه کنار را بگشاید

کنایه از پذیرشِ عاشق و گشودنِ آغوشِ محبت از سوی معشوق.