دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۳۵

مولوی
سوز دل عاشقان شررها دارد درد دل بی دلان اثرها دارد
نشنیدستی که آه دلسوختگان بر حضرت رحمت گذرها دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر قدرت معنوی رنج و عشقِ صادقانه تأکید دارد. شاعر بیان می‌کند که درد و سوز درونی عاشقان، نه تنها بیهوده نیست، بلکه دارای چنان نیروی تأثیرگذاری است که می‌تواند حجاب‌ها را کنار بزند و به پیشگاه لطف خداوند راه یابد.

در واقع، مضمون اصلی این است که دردِ عشق، پلی است میان بنده و معشوق ازلی که هرچه عمیق‌تر باشد، پذیرش و رحمت الهی را سریع‌تر و کامل‌تر به همراه خواهد داشت.

معنای روان

سوز دل عاشقان شررها دارد درد دل بی دلان اثرها دارد

اشتیاق و سوزِ درونیِ عاشقان، مانند آتشِ گدازنده است و رنجِ کسانی که از تعلقاتِ مادی رها شده‌اند، در عالم تأثیر و پیامدهای عمیقی دارد.

نکته ادبی: سوز به معنای التهاب درونی است و بی‌دلان کنایه از کسانی است که خودپرستی را کنار گذاشته و دل به عشق سپرده‌اند.

نشنیدستی که آه دلسوختگان بر حضرت رحمت گذرها دارد

آیا نشنیده‌ای که آه و ناله‌ی کسانی که از داغِ عشق سوخته‌اند، به پیشگاه رحمتِ خداوند راه می‌یابد و به اجابت می‌رسد؟

نکته ادبی: حضرت رحمت استعاره‌ای فاخر برای درگاه خداوند است و گذر داشتن به معنای اجازه ورود یافتن و پذیرفته شدن است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سوز دل و آه دلسوختگان

اشاره به رنج و اندوهِ عمیقِ عاشقان که نشانه‌ی اخلاص آنان در طریقِ محبت است.

مراعات‌نظیر سوز و شرر

هماهنگی میان واژگان آتشین که تصویرِ گداختگیِ روحِ عاشق را برای مخاطب ملموس می‌کند.