دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۲۷

مولوی
زندان تو از نجات خوشتر باشد نفرین تو از نبات خوشتر باشد
شمشیر تو از حیات خوشتر باشد ناسور تو از نوات خوشتر باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر مرتبه‌ای از عشق است که در آن عاشق، درد و رنجِ برخاسته از معشوق را بر آسایش و حیاتِ مستقل ترجیح می‌دهد. فضای حاکم بر این سخن، شوریدگی و سرسپردگی مطلق است که در آن تمامی ارزش‌های دنیوی (آزادی، زندگی، عافیت) در برابرِ اراده و حضور معشوق رنگ می‌بازند.

شاعر با استفاده از تضادهای تصویری، ثابت می‌کند که در نگاهِ عاشقِ حقیقی، حتی آزارِ محبوب نیز از شیرین‌ترین نعمات جهان برای او دلپذیرتر است؛ گویی در منطقِ عشق، رنجِ معشوق خود عینِ لذت و رستگاری است.

معنای روان

زندان تو از نجات خوشتر باشد نفرین تو از نبات خوشتر باشد

در بند بودنِ به دستِ تو، از هر نوع آزادی و رهایی برای من خوشایندتر است.

نکته ادبی: استفاده از تضادِ «زندان» و «نجات» برای برجسته‌سازیِ برتریِ تعلق به معشوق بر آزادیِ محض.

شمشیر تو از حیات خوشتر باشد ناسور تو از نوات خوشتر باشد

حتی دشنام و نفرینِ تو از خوردنِ شیرینی و نبات برای کام من گواراتر است.

نکته ادبی: «نبات» استعاره از شیرینی و لذت‌های مادی است که در برابرِ تندیِ کلامِ معشوق کم‌ارزش شمرده شده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و پارادوکس زندان تو از نجات خوشتر باشد

جمع کردنِ مفهومِ زندان (محدودیت) با نجات (رهایی) برای نمایشِ برتریِ عشق بر منطقِ عقل.

مبالغه نفرین تو از نبات خوشتر باشد

اغراق در لذت‌بخش بودنِ آزارِ معشوق به حدی که از شیرینیِ خوراکی‌ها نیز پیشی می‌گیرد.

استعاره شمشیر تو

اشاره به شدتِ بی‌رحمی یا اقتدار معشوق که منجر به فنای عاشق می‌شود.

مراعات نظیر حیات، شمشیر، ناسور

همنشینیِ واژگانی که فضای مرگ و زندگی و آسیب‌دیدگی را ترسیم می‌کنند.