دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۲۵

مولوی
زلفت چو بر آن لعل شکرخای زند در بردن جان بندگان رای زند
دست خوش خویش را کس از دست دهد؟ افتادهٔ خویش را کسی پای زند؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه این ابیات، بیانگر شیدایی و دلبستگی شدید عاشق به معشوق است. شاعر با تصویرسازی از چهره معشوق، تضاد میان زیبایی فریبنده و بی‌رحمیِ ناخودآگاهِ او را به نمایش می‌گذارد. در نگاه نخست، زیباییِ معشوق چون دامی برای صیدِ جانِ عاشقان عمل می‌کند و در نگاه دوم، شاعر با طرح پرسش‌هایی برآمده از منطقِ عاطفی، از بی‌مروتیِ محبوب گلایه می‌کند.

فضای حاکم بر این سخن، آمیزه‌ای از ستایشِ جمال و شکوه از جفایِ یار است. شاعر می‌کوشد با به کارگیریِ پرسش‌های انکاری، معشوق را به تفکر در بابِ رفتارِ قهرآمیزِ خود وادارد؛ گویی عاشق در پیِ یافتنِ مجالی برای ترحمِ محبوب است و از اینکه با وجودِ اسارت در دامِ عشق، باز هم موردِ بی‌مهری قرار می‌گیرد، بهت‌زده است.

معنای روان

زلفت چو بر آن لعل شکرخای زند در بردن جان بندگان رای زند

زمانی که زلف سیاه و تاب‌دار تو بر روی لبان سرخ و شیرینت قرار می‌گیرد، گویی عزم آن دارد که جانِ عاشقانِ اسیرِ خویش را با این دلفریبی بستاند و آنان را به نیستی بکشاند.

نکته ادبی: لعل شکرخای استعاره از لب‌های سرخ و شیرین‌سخن است و رای زدن در اینجا به معنای تدبیر و تصمیم‌گیری برای انجام کاری است.

دست خوش خویش را کس از دست دهد؟ افتادهٔ خویش را کسی پای زند؟

آیا کسی پیدا می‌شود که آنچه را به چنگ آورده و شکارِ اوست، به‌سادگی رها کند؟ و آیا کسی کسی را که با خواری و تضرع در برابرش افتاده، لگد می‌زند و می‌راند؟

نکته ادبی: دست‌خوش به معنای شکار و آنچه در دست است می‌باشد و پای زدن کنایه از تحقیر کردن و راندن کسی است که افتاده و بی‌دفاع است.

آرایه‌های ادبی

استعاره لعل شکرخای

لب‌های سرخِ معشوق به لعلِ گران‌بها و شیرین‌مزه تشبیه شده است.

استفهام انکاری دست خوش خویش را کس از دست دهد؟ / افتادهٔ خویش را کسی پای زند؟

پرسش‌هایی که پاسخ آن در خودِ پرسش نهفته است و برای تأکید بر مظلومیت عاشق و بی‌رحمی معشوق به کار رفته‌اند.

کنایه پای زند

به معنای راندن، بی‌اعتنایی و جفا کردن به کسی که در مقام ضعف است.