دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۲۳

مولوی
زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید از بهر لب چون شکر خود بگزید
وان نی ز تو از بسکه می لب نوشید هم بر لب تو مست شد و بخروشید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این ابیات، پیوند عاشقانه و هستی‌بخش میان خالق و مخلوق است. شاعر با بهره‌گیری از نمادِ نی، به سرگذشتِ روحِ آدمی اشاره دارد که از جایگاه اصلی خویش جدا گشته و با دمِ حیات‌بخشِ الهی، به شور و حال آمده است.

این فضا سرشار از حسِ شیفتگی و بی‌خودیِ عاشق در برابر معشوق است که در عینِ نزدیکی به او، دچارِ دردِ دوری و اشتیاق شده و این درد را با ناله و خروش ابراز می‌کند.

معنای روان

زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید از بهر لب چون شکر خود بگزید

خداوند از جایگاه آفرینش، یک نی (انسان) را جدا کرد و آن را برگزید تا بر لب‌های شیرین و شکرگونه‌اش قرار گیرد.

نکته ادبی: نی نمادِ جانِ جداافتاده از اصلِ خویش است که به دستِ حق تعالی برای اجرایِ نقشی الهی برگزیده شده است.

وان نی ز تو از بسکه می لب نوشید هم بر لب تو مست شد و بخروشید

آن نی (انسان)، از بس که از فیضِ لب‌های تو بهره‌مند شد و شرابِ عشق نوشید، در نزدیکیِ تو سرمست گشت و ناله‌های عاشقانه سر داد.

نکته ادبی: خروشیدنِ نی کنایه از ناله‌های پرسوز و گدازِ سالک است که در اثرِ نوشیدنِ شرابِ عشقِ الهی از خویشتنِ خویش بیخود شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نی

نمادِ وجودِ انسان که از نیستانِ عالمِ معنا جدا شده است.

کنایه می لب نوشیدن

کنایه از دریافتِ فیض و لطفِ خاصِ الهی و دمِ هستی‌بخش.