دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۲۲

مولوی
زان آب که چرخ از آن بسر می گردد استارهٔ جانم چو قمر می گردد
بحریست محیط و در وی این خلق مقیم تا کیست کز این بحر گهر میگردد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف هستی و جایگاه انسان در جهان می‌پردازند. شاعر با استفاده از نمادهای کیهانی مانند چرخ گردون، آب حیات و اقیانوس بی‌کران، تصویری از چرخه مدام هستی ترسیم می‌کند که در آن روح انسان همچون ستاره‌ای در حال درخشش است. پیام کلی، تأملی عارفانه در ماهیت زندگی و جست‌وجوی گوهر وجود در میان تلاطم‌های بی‌انتهای جهان است.

نگاه شاعر به جهان نگاهی کل‌نگر و عرفانی است که در آن آفرینش به دریایی پهناور تشبیه شده است؛ دریایی که انسان‌ها در آن غوطه‌ورند و تنها عده‌ای اندک توفیق می‌یابند تا از میان این تلاطم‌ها به مقام والای گوهر شدن و حقیقت‌یافتگی دست یابند.

معنای روان

زان آب که چرخ از آن بسر می گردد استارهٔ جانم چو قمر می گردد

از همان سرچشمه حیاتی که باعث حرکت و گردش آسمان‌ها شده است، ستاره جان من نیز همچون ماه در حال درخشش و حرکت است.

نکته ادبی: چرخ در متون کهن به معنای آسمان و افلاک است که به چرخش دائم شناخته می‌شود. آب در اینجا استعاره‌ای از سرچشمه هستی و فیض الهی است.

بحریست محیط و در وی این خلق مقیم تا کیست کز این بحر گهر میگردد

هستی مانند اقیانوسی بی‌کران و فراگیر است که تمامی آفریدگان در آن ساکن‌اند؛ باید دید چه کسی از میان این دریای پهناور، شایستگی آن را می‌یابد که به مرواریدی ارزشمند و حقیقت‌یافته تبدیل شود.

نکته ادبی: بحر محیط اشاره به دریای فراگیر و بی‌کران هستی دارد و گهر استعاره از انسان کامل یا عارف واصل است که از تلاطم‌های دنیوی به کمال رسیده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بحر محیط

تشبیه جهان هستی به اقیانوسی بی‌کران که بر همه چیز احاطه دارد.

استعاره گهر

تشبیه انسانی که به کمال و معرفت رسیده به مرواریدی گران‌بها در دل دریا.

نمادپردازی چرخ

نماد آسمان و گردش روزگار که با اراده‌ای برتر در حال حرکت است.