دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۱۴

مولوی
روز محک محتشم و دون آمد زنهار مگو چونکه ز بیچون آمد
روزیست که از ورای گردون آمد زان روز بهی که روزافزون آمد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی و قدری، به وقوع واقعه‌ای سرنوشت‌ساز اشاره دارند که در آن سره از ناسره جدا شده و بندگان بر اساس حقیقتِ وجودی خویش محک می‌خورند. شاعر بر این باور است که هر چه رخ می‌دهد، از جانب حقیقتی فراتر از چرخه‌ی فلک و تقدیرات آسمانی است و جای هیچ‌گونه چون و چرا در برابر آن نیست.

فضای حاکم بر این سخن، آمیزه‌ای از تسلیم در برابر حکمتِ الهی و تبیینِ جایگاهِ رفیعِ حق‌تعالی است. شاعر مخاطب را به سکوت و پذیرش در برابر حکمتی فرازمینی دعوت می‌کند که از ذاتِ مطلق و بی‌مانندِ خداوند نشأت گرفته و از دایره‌ی ادراکات محدودِ انسانی فراتر است.

معنای روان

روز محک محتشم و دون آمد زنهار مگو چونکه ز بیچون آمد

روزی فرا رسیده است که خداوند جایگاهِ بندگانِ والا‌مقام و فرومایه را با معیارِ سنجشِ خود می‌آزماید؛ پس هشدار که لب به شکایت و پرس‌وجو مگشای، چرا که این رخداد، حکمی از جانبِ ذاتِ بی‌مانند و مطلقِ الهی است.

نکته ادبی: واژه محک در معنای سنگ محک و ابزار سنجش به کار رفته است و بی‌چون استعاره‌ای عرفانی برای ذات الهی است که از قیودات صفات بشری و کیفیات مادی مبرّاست.

روزیست که از ورای گردون آمد زان روز بهی که روزافزون آمد

این روز، واقعه‌ای است که از فراسوی گردشِ آسمان‌ها و دایره‌ی تقدیر به سوی ما سرازیر شده است؛ واقعه‌ای که از سرچشمه‌ی همان فیضِ برتر و پربرکتی است که پیوسته در حالِ شکوه و فزونی است.

نکته ادبی: ترکیب ورای گردون به معنای قلمرویی فراتر از جبر فلکی و آسمان‌هاست و روزافزون اشاره به تداوم و استمرار فیض لایزال الهی دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد محتشم و دون

تقابل میان جایگاه بلندمرتبه و فرومایه برای تأکید بر شمولِ داوری الهی نسبت به همه‌ی طبقات اجتماع.

کنایه از ورای گردون

اشاره به اموری که از دایره‌ی نفوذ و قدرت ستارگان، آسمان‌ها و تقدیرات فلکی خارج است.

تلمیح بی‌چون

اشاره به صفت الهی که در عرفان و حکمت به ذات مطلق و منزه از صفات بشری اطلاق می‌شود.