دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۷۱۱

مولوی
رو دیده بدوز تا دلت دیده شود زاندیده جهان دگرت دیده شود
گر تو ز پسند خویش بیرون آئی کارت همه سر بسر پسندیده شود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اهمیت گذار از نگاه ظاهری به بصیرت قلبی تأکید دارند. شاعر معتقد است تا زمانی که آدمی اسیر توجه به جلوه‌های مادی و ظاهری است، از درک حقایق هستی محروم می‌ماند و تنها با چشم بستن بر دنیای ظاهری است که دریچه دل به روی جهان معنا گشوده می‌شود.

همچنین، رهایی از قید و بندهای خودپسندی و خواسته‌های نفسانی، شرط لازم برای کمال و پذیرش اعمال انسان است. شاعر تصریح می‌کند که خروج از دایره منِ شخصی و خواسته‌های فردی، سبب می‌شود که تمامی امور انسان رنگ و بوی تعالی یابد و شایسته پذیرش گردد.

معنای روان

رو دیده بدوز تا دلت دیده شود زاندیده جهان دگرت دیده شود

چشمان ظاهربین خود را فروبند تا چشمِ جانت بینا و روشن شود؛ زیرا با رسیدن به این مرتبه از بصیرت، جهانی نو و متفاوت بر تو آشکار خواهد شد.

نکته ادبی: تکرار واژه دیده با ایهام هنری همراه است؛ نخست به معنای عضو بینایی و سپس به معنای چشمِ دل و بصیرت به کار رفته است. فعل بدوز کنایه از نادیده گرفتنِ ظواهر دنیاست.

گر تو ز پسند خویش بیرون آئی کارت همه سر بسر پسندیده شود

اگر بتوانی از خواسته‌ها و سلیقه‌های شخصی خودت فراتر روی و از قیدِ خودخواهی رها شوی، تمامی اعمال و رفتارت در مسیر درست قرار می‌گیرد و به کمال و مقبولیت می‌رسد.

نکته ادبی: عبارت ز پسند خویش بیرون آمدن کنایه از نفیِ انانیت و گذشتن از خواسته‌های نفسانی است. سر بسر قیدی است به معنای تمام و کمال.

آرایه‌های ادبی

ایهام و جناس دیده

تکرار واژه دیده با معانی متفاوت شامل عضو بینایی و بصیرت قلبی برای عمق بخشیدن به محتوا.

کنایه دیده بدوز

کنایه از نادیده انگاشتن ظواهر مادی و تمرکز بر عالم معنا.

اشتقاق پسند / پسندیده

استفاده از هم‌خانواده‌های کلمه برای تأکید بر نتیجه‌گیری منطقی از نفیِ خودخواهی به کسبِ مقبولیت.