دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۷۸

مولوی
در لشکر عشق چونکه خونریز کنند شمشیر ز پاره های ما تیز کنند
من غرقهٔ آن سینهٔ دریا صفتم یاران مرا بگو که پرهیز کنند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از فداکاری مطلق و غرق‌شدگی در دریای بی‌کران عشق است. شاعر معتقد است که در مسیر عشق، عاشق باید هستی خود را به تمامی فدای معشوق کند؛ چنان‌که گویی پاره‌های وجود او ابزاری برای قدرت‌نمایی معشوق در میدان نبرد عشق می‌شود.

در بخش دوم، شاعر از وصال و غرق‌شدن در وسعتِ روحِ معشوق سخن می‌گوید که چنان عمیق و بی‌پایان است که هرگونه توصیه و پندِ اطرافیان برای بازگشت از این حال، بی‌اثر و غیرضروری شمرده می‌شود.

معنای روان

در لشکر عشق چونکه خونریز کنند شمشیر ز پاره های ما تیز کنند

هنگامی که در میدان جنگِ عشق، کار به کشتار و فداکاری می‌رسد، شمشیرهای برنده‌یِ (معشوق) را با پاره‌های وجودِ ما صیقل می‌دهند و تیز می‌کنند.

نکته ادبی: خونریز کنایه از غلبه‌ی فضای سهمگین و فداکارانه‌ی عشق است که جان عاشق را می‌ستاند.

من غرقهٔ آن سینهٔ دریا صفتم یاران مرا بگو که پرهیز کنند

من در دریایِ وسیع و ژرفِ قلبِ معشوق غرق شده‌ام؛ به یارانم بگویید بیهوده مرا از این عشق برحذر ندارند و نصیحت نکنند.

نکته ادبی: دریا صفت بودنِ سینه، استعاره‌ای فاخر از وسعتِ بی‌پایان و عمقِ وجودِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره لشکر عشق

عشق به ارتشی تشبیه شده که در آن جنگ و مبارزه رخ می‌دهد.

اغراق شمشیر ز پاره‌های ما تیز کنند

تأکید بر فنایِ کاملِ عاشق و استفاده از وجود او برایِ هدفِ معشوق.

تشبیه سینهٔ دریا صفت

قلب معشوق به دریا تشبیه شده تا گستردگی و عمق آن نشان داده شود.