دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۶۸

مولوی
در عشق اگرچه خرده بینم کردند در پیشروی اگر گزینم کردند
آمد سرما و پوستینیم نشد گرچه همه شهر پوستینم کردند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلامِ نغز، بازتابی از احوالِ انسانی است که میانِ قضاوت‌هایِ گوناگونِ جامعه و حقیقتِ درونیِ خویش گرفتار آمده است. شاعر با زبانی تمثیلی بیان می‌دارد که چگونه انگاره‌هایِ دیگران، اعم از ملامت یا ستایش، در میدانِ عمل و در هنگامه‌یِ سختی‌ها، گرهی از کارِ انسان نمی‌گشاید و پوچیِ اعتباراتِ اجتماعی را در برابرِ مصائبِ واقعی به تصویر می‌کشد.

در این ابیات، «سرما» نمادی از رنج و تنهاییِ وجودی است و «پوستین» استعاره‌ای از حمایت‌هایِ ظاهری، شهرت و داشته‌هایِ دنیوی است که در زمانِ ناتوانی، هیچ گرمایی به روح نمی‌بخشد و حامیِ حقیقی نیست.

معنای روان

در عشق اگرچه خرده بینم کردند در پیشروی اگر گزینم کردند

در راهِ عشق، برایِ من تفاوتی ندارد که مردم مرا به دلیلِ وسواس و باریک‌بینی سرزنش کنند، یا به دلیلِ شایستگی و برتری، مرا بر دیگران مقدم بشمارند و برگزینند؛ چرا که هیچ‌کدام از این نگاه‌هایِ بیرونی، حقیقتِ حالِ مرا تغییر نمی‌دهد.

نکته ادبی: «خرده‌بین» به معنای کسی است که به امور جزئی می‌پردازد و در اینجا کنایه از نقدِ دیگران است. واژه‌ی «گزین» به معنای برگزیده و منتخب است و تضادی ظریف با «خرده‌بین» برای نشان دادنِ نوسانِ نگاهِ مردم دارد.

آمد سرما و پوستینیم نشد گرچه همه شهر پوستینم کردند

موسمِ دشواری و سختی فرا رسید و من از آن حمایت‌ها و اعتبارهایی که مردم به من بخشیده بودند، حاصلی ندیدم؛ اگرچه همگان پیش‌تر با ستایش و وعده‌هایشان، گویی قبایی از حمایت بر تنِ من پوشانده بودند، اما اکنون که به آن نیاز دارم، هیچ پوشش و پناهی ندارم.

نکته ادبی: «پوستین» نمادی از قدرت و نفوذِ اجتماعی است. در اینجا «پوستینم کردند» کنایه‌ای زیباست که نشان می‌دهد چگونه جامعه با تملق یا شهرتِ کاذب، فرد را تنها می‌گذارد و در هنگام خطر، آن وعده‌ها تنها خیالی بیش نیستند.

آرایه‌های ادبی

تضاد و تقابل خرده‌بین و گزین

شاعر با استفاده از دو مفهوم متضاد (نکوهش به دلیل باریک‌بینی و ستایش به دلیل برگزیدگی)، ناپایداری و بی‌اهمیت بودنِ قضاوت‌های بیرونی را نشان می‌دهد.

استعاره و نماد سرما و پوستین

«سرما» استعاره از سختیِ جان‌کاه و مصیبت است و «پوستین» نمادِ ابزارهایِ محافظتی، مادی و اعتباراتِ اجتماعی که در زمانِ حادثه کارآمد نیستند.

کنایه پوستینم کردند

کنایه از حمایت‌ها و تعارفاتِ زبانی و ظاهریِ مردم که در عمل و هنگامه‌یِ خطر، هیچ پشتوانه‌ای برای فرد ایجاد نمی‌کند.