دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۶۶

مولوی
در سینهٔ هر که ذره ای دل باشد بی مهر تو زندگیش مشکل باشد
با زلف چو زنجیر گره بر گرهت دیوانه کسی بود که عاقل باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این حقیقت تاکید دارند که زندگیِ بدون عشق، خالی از معنا و سرشار از سختی است. شاعر معتقد است هر دلی که کوچکترین بهره‌ای از عاطفه داشته باشد، ناگزیر باید در مسیرِ محبتِ محبوب قرار گیرد، وگرنه زندگانی‌اش به تلاطم و دشواری می‌افتد.

در نگاهِ شاعر، این عشق چنان پیوندی با جان دارد که منطقِ عقل‌گرایانه‌ی دنیوی در برابر آن شکست می‌خورد. از همین‌رو، کسی که در برابر این زیبایی و گیرایی، ادعای خردمندی می‌کند، در واقع از حقیقتِ عاشقی بی‌بهره است و در تضادی آشکار به سر می‌برد.

معنای روان

در سینهٔ هر که ذره ای دل باشد بی مهر تو زندگیش مشکل باشد

هر کسی که در عمق وجود خود حتی به مقدار ناچیزی بهره‌ای از احساس و عاطفه داشته باشد، اگر از عشق و محبت تو بی‌بهره باشد، مسیر زندگی‌اش پر از بن‌بست و دشواری خواهد بود.

نکته ادبی: عبارت ذره‌ای دل کنایه از کوچک‌ترین میزانِ عاطفه و احساس است و بی‌مهر بودن به عنوان علتِ اصلیِ سختیِ زندگی بیان شده است.

با زلف چو زنجیر گره بر گرهت دیوانه کسی بود که عاقل باشد

با در نظر گرفتن گیسوان پر پیچ و خم و زنجیرمانند تو که عاشقان را در بند می‌کشد، کسی که ادعای عقل و خرد دنیوی دارد در حقیقت دیوانه است؛ چرا که تنها راهِ عاقل بودن، پذیرشِ همین عشق و اسیری در بندِ آن است.

نکته ادبی: زلف چو زنجیر تشبیه زیبایی برای نشان دادن اسارت و گرفتاری در عشق است و بخش دوم بیت، پارادوکس یا متناقض‌نماییِ لطیفی میان عقل و دیوانگی ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه زلف چو زنجیر

تشبیه گیسوی محبوب به زنجیر برای نشان دادن اسارتِ عاشق در دامِ زیباییِ او.

پارادوکس (متناقض‌نما) دیوانه کسی بود که عاقل باشد

معتبر دانستن دیوانگی در راه عشق و نفیِ خردِ متعارف که در این بافت، عینِ عقلانیت شمرده می‌شود.

کنایه ذره ای دل

اشاره به وجودِ حداقلِ عاطفه و احساس در کانونِ جانِ انسان.