دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۵۹

مولوی
در باغ هزار شاهد مهرو بود گلها و بنفشه های مشکین بو بود
وان آب زره زره که اندر جو بود این جمله بهانه بود و او خود او بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی عرفانی به جهان هستی می‌نگرد و تمام مظاهر زیبایی در طبیعت را آینه‌هایی برای بازتاب جمال بی‌منتهای حق می‌داند.

مفهوم بنیادین شعر این است که کثرت موجودات، گل‌ها و جلوه‌های چشم‌نواز عالم، همگی حجاب‌هایی زیبا هستند که حقیقت یگانه و معشوق اصلی را در پس پرده پنهان کرده‌اند تا سالک را به سوی او راهنمایی کنند.

معنای روان

در باغ هزار شاهد مهرو بود گلها و بنفشه های مشکین بو بود

در این باغ جهان، هزاران جلوه زیبای ماهرو وجود داشت و انواع گل‌ها و بنفشه‌هایی که عطر خوش‌بو و مشکین داشتند، نمایان بودند.

نکته ادبی: واژه شاهد در متون عرفانی به معنای محبوب و مظهر جمال حق به کار می‌رود و مشکین‌بو صفتی است که تداعی‌گر زیبایی و طراوت است.

وان آب زره زره که اندر جو بود این جمله بهانه بود و او خود او بود

و آن آبی که قطره‌قطره در جویبار جاری بود، تمامی این جلوه‌ها تنها دست‌آویزی ظاهری برای نمایش حقیقت بودند و اصل هستی تنها همان ذات یگانه خداوند بود که در همه چیز جریان دارد.

نکته ادبی: زره زره کنایه از کثرت و اجزای عالم است و عبارت او خود او بود اشاره به مبحث وحدت وجود و یگانگی حقیقت مطلق دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاهد مهرو

اشاره به زیبارویان عالم که استعاره از مظاهر جمال خداوند در هستی هستند.

تناقض ظاهری این جمله بهانه بود

بیانگر این نکته که جلوه‌های عالم فریبنده نیستند، بلکه واسطه‌ای برای هدایت به حقیقت هستند.