دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۵۷

مولوی
دانی صوفی بهر چه بسیار خورد زیرا که بایام یکی بار خورد
بگذار که تا این گل و گلزار خورد تا چند چو اشتران ز غم خار خورد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی نقادانه و طنزآمیز به زهدِ افراطی و ریاکاری برخی از مدعیانِ عرفان می‌پردازد. شاعر در پی آن است که پوچیِ خودآزاری و پرهیزِ بی‌دلیل از نعماتِ زندگی را به تصویر بکشد و این رفتارها را با طبیعتِ انسان در تضاد می‌بیند.

در نگاهِ شاعر، زندگی نباید میدانِ رنج کشیدن و خار خوردنِ بیهوده باشد، بلکه بهره‌مندی از زیبایی‌ها و مواهبِ هستی امری طبیعی و معقول است و تظاهر به زهد تنها پرده‌ای بر نفاق است.

معنای روان

دانی صوفی بهر چه بسیار خورد زیرا که بایام یکی بار خورد

آیا می‌دانی چرا آن صوفی تا این حد پرخوری می‌کند؟ دلیلش این است که او به دلیل ریاضت‌های سخت و نادرست، تنها گاهی فرصت غذا خوردن می‌یابد و به همین خاطر، حریصانه به خوردن می‌پردازد.

نکته ادبی: واژه «بایام» مخفف «به ایام» است و اشاره به روزگارِ قحطی یا روزه‌داری دارد. این بیت به طنز، تناقضِ میان ظاهرِ پارسایانه و باطنِ حریصِ صوفی را نشانه می‌رود.

بگذار که تا این گل و گلزار خورد تا چند چو اشتران ز غم خار خورد

اجازه بده که او از زیبایی‌ها و لذت‌های این جهان بهره ببرد؛ تا چه زمانی می‌خواهد مانند شترها، از سرِ غم و رنج، خارِ بیابان را بخورد؟

نکته ادبی: تشبیه در مصرع دوم بسیار گویاست؛ «اشتر» در ادبیاتِ کهن نمادِ تحملِ سختی و بارکشی است و «خار خوردن» کنایه از معیشتِ دشوار و ریاضتِ بیهوده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو اشتران

شاعر فردِ زاهد را در تحملِ سختی و خوردنِ خوار، به شتر تشبیه کرده است.

کنایه خار خوردن

کنایه از زندگی با مشقت، ریاضت‌های بیهوده و خودآزاری.

تضاد گل و گلزار در برابر خار

تقابل میان بهره‌مندی از نعماتِ زندگی (گل) و تحملِ سختی‌های خودساخته (خار).