دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۵۳

مولوی
خورشید مگر بسته به پیشت میرد وان ماه جگر خسته به پیشت میرد
وان سرو و گل رسته به پیشت میرد وین دلشده پیوسته به پیشت میرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز، جلوه‌ی بی‌بدیل محبوب را به تصویر می‌کشد. حضور زیبایی معشوق چنان درخشان و خیره‌کننده است که عناصر زیبای طبیعت، از خورشید و ماه گرفته تا سرو و گل، در برابر او رنگ می‌بازند و گویی در سایه‌ی این کمال، هستی خود را از دست می‌دهند.

درونمایه اصلی این سروده، ستایش قدرتِ سحرانگیزِ زیبایی و ابرازِ تسلیم و شیدایی عاشق است. شاعر می‌خواهد بگوید که شکوهِ حضورِ معشوق چنان است که نه تنها عاشق، بلکه تمام جلوه‌های زیستن در عالم، در برابر آن به زانو درآمده و محو می‌شوند.

معنای روان

خورشید مگر بسته به پیشت میرد وان ماه جگر خسته به پیشت میرد

آیا خورشید، این منبعِ تابناکِ هستی، در برابر عظمتِ تو شکست می‌خورد و از بین می‌رود؟ همچنین ماه که نماد زیبایی در شب است، با دلی رنجور و مجروح از عشق، در پیشگاه تو رنگ می‌بازد و از پا می‌افتد.

نکته ادبی: واژه 'بسته' در اینجا به معنای دلبسته یا مقید است و 'جگرخسته' کنایه از رنج و دردی است که ماه به واسطه دوری یا نقصان تحمل می‌کند.

وان سرو و گل رسته به پیشت میرد وین دلشده پیوسته به پیشت میرد

سرو بلندقامت و گل‌های شکوفا نیز، در برابر زیبایی تو طراوت خود را از دست داده و در پیشِ رویت پژمرده می‌شوند؛ و این عاشقِ دل‌باخته که همواره در هوای توست، مدام در مسیرِ مهرِ تو جان می‌بازد.

نکته ادبی: سرو و گل نمادهایی برای زیباییِ ظاهری و طراوت هستند که در اینجا برای نشان دادنِ برتری معشوق، ضعیف و در حال مرگ تصویر شده‌اند.

آرایه‌های ادبی

مبالغه و غلو خورشید... به پیشت میرد

شاعر با اغراق در زیبایی معشوق، مدعی می‌شود که خورشید و ماه در برابر او توانِ تابش ندارند و می‌میرند.

تشخیص (جان‌بخشی) ماه جگرخسته

نسبت دادن ویژگی‌های انسانی مانند جگرخستگی و رنج به ماه.

ردیف به پیشت میرد

تکرار عبارت 'به پیشت میرد' در پایان تمامی مصراع‌ها که باعث ایجاد موسیقی درونی و تأکید بر مفهوم فنا و تسلیم عاشق شده است.