دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۴۱

مولوی
چون شاهد پوشیده خرامان گردد هر پوشیده ز جامه عریان گردد
بس رخت به خیل کاو گروگان گردد گر سنگ بود چو کان زرافشان گردد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیفِ حالتی می‌پردازد که در آن، جلوه‌گریِ یک محبوبِ زیباروی، سببِ دگرگونی در محیطِ اطراف می‌گردد. در نگاهِ شاعر، ظهورِ این حقیقتِ دلربا، نقاب از چهره‌یِ جهان برمی‌دارد و هرآنچه پنهان بود را آشکار می‌سازد.

در ادامه، شاعر به قدرتِ تأثیرگذاریِ این حضور اشاره می‌کند که حتی سخت‌ترین و بی‌ارزش‌ترین چیزها را به منابعی از ثروت و بخشندگی بدل می‌سازد. این فضا نشان‌دهنده‌یِ غلبه‌یِ عشق و زیبایی بر جمود و خساستِ دنیوی است.

معنای روان

چون شاهد پوشیده خرامان گردد هر پوشیده ز جامه عریان گردد

زمانی که آن محبوبِ زیباروی که در حجاب پنهان است، با ناز و خرام راه می‌پیماید، هرآنچه که تا آن لحظه پوشیده و در پرده بود، از لباسِ خویش رها گشته و آشکار می‌شود.

نکته ادبی: واژه‌ی شاهد در ادب کلاسیک به معنای محبوب و زیباروی است. پوشیده در هر دو مصراع ایهام دارد؛ در مصراع نخست به معنای در حجاب بودن و در مصراع دوم به معنای پنهان بودن است.

بس رخت به خیل کاو گروگان گردد گر سنگ بود چو کان زرافشان گردد

بسیاری از کالاها و دارایی‌ها در پیشگاه این خیل و همراهانِ محبوب به گروگان گرفته می‌شوند؛ به قدری که حتی اگر چیزی در سختی و بی‌ارزشی مانند سنگ باشد، در این فضا به معدنی پربار بدل می‌شود که از آن طلا می‌بارد.

نکته ادبی: خیل در اینجا استعاره از همراهانِ معشوق است. زرافشان ترکیبی است به معنای افشاننده‌ی طلا و کنایه از سخاوت و ارزشِ بسیار زیاد.

آرایه‌های ادبی

ایهام پوشیده

در مصراع اول به معنای در حجاب و در مصراع دوم به معنای پنهان استفاده شده است.

تشبیه چو کان زرافشان

سنگ به معدنِ طلا تشبیه شده تا قدرتِ دگرگون‌کننده‌یِ عشق یا حضورِ محبوب را نشان دهد.

تضاد پوشیده و عریان

تقابلِ میانِ پنهان‌بودن و آشکارشدن که نشان‌دهنده‌یِ لحظه‌یِ ظهورِ زیبایی است.