دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۳۴

مولوی
جوزی که درونش مغز شیرین باشد درجی که در او در خوش آیین باشد
چندین ز حسد شکستن آن مطلب گر بشکنیش هزار چندین باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ارزش‌های پنهان در وجود آدمی یا امور باطنی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تشبیهات ملموس، انسان یا گوهرهای معرفت را به مغز گردو یا درّی در صندوقچه تشبیه کرده و هشدار می‌دهد که نگاه حسودانه و تخریب‌گر، باعث نابودی این ارزش‌ها می‌شود.

در واقع، پیام اصلی این است که اگر به جای حسادت و تلاش برای نابود کردن، با دیدی عمیق و همراه با معرفت به کُنه وجود اشیاء یا انسان‌ها نگریسته شود، گنجینه‌ای از کمالات و ارزش‌های بسیار بیش‌تر از تصورِ اولیه آشکار می‌گردد.

معنای روان

جوزی که درونش مغز شیرین باشد درجی که در او در خوش آیین باشد

مانند گردویی که درون آن مغزی شیرین و لذیذ قرار دارد، یا همچون جعبه‌ای جواهر که در دل خود مرواریدی بسیار زیبا و گران‌بها جای داده است.

نکته ادبی: استفاده از «جوز» و «درج» به عنوان استعاره برای ظرف وجودی انسان است؛ «در خوش آیین» به معنای مرواریدی است که دارای تناسب و زیبایی خاص است.

چندین ز حسد شکستن آن مطلب گر بشکنیش هزار چندین باشد

چرا به دلیل حسادت، آن را درهم می‌شکنی و نابود می‌کنی؟ این کار دور از منطق است؛ حال آنکه اگر آن را به درستی بگشایی (و به کُنه آن پی ببری)، هزاران برابر بیشتر از آنچه تصور می‌کردی، در آن سود و ارزش خواهی یافت.

نکته ادبی: ایهام در واژه «شکستن» که در مصراع اول به معنای نابودی از روی کینه و در مصراع دوم به معنای گشودن برای دستیابی به حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره جوزی که درونش مغز شیرین باشد / درجی که در او در خوش آیین باشد

تشبیه وجود انسان یا اسرار الهی به گردو و صندوقچه جواهر.

ایهام شکستن

استفاده از یک واژه با دو معنای متفاوت؛ یکی به معنای تخریب و دیگری به معنای گشودن و رسیدن به مغز.

مبالغه هزار چندین

اغراق برای نشان دادن میزان بسیار زیاد ارزش و فایده‌ای که در صورت درک درست، حاصل می‌شود.