دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۳۳

مولوی
جودت همه آن کند که دریا نکند این دم کرمت وعده به فردا نکند
حاجت نبود از تو تقاضا کردن کز شمس کسی نور تقاضا نکند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش و مدح شخصی بلندنظر سروده شده‌اند که جود و بخشش او مرزهای مادی را درنوردیده است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه، فضایی از امید و اطمینان را ترسیم می‌کند که در آن، کرم و بخشندگی ممدوح، ذاتی و همیشگی است.

در این کلام، سخاوت مخاطب به دریا تشبیه شده و جایگاه رفیع او همچون خورشید در نظر گرفته شده است. تأکید شاعر بر بی‌نیازی از درخواست، نشان‌دهنده‌ی شناخت عمیق او از خوی نیکوکارانه و خودجوش ممدوح است.

معنای روان

جودت همه آن کند که دریا نکند این دم کرمت وعده به فردا نکند

بخشندگی تو آن‌قدر بزرگ است که حتی دریا با آن وسعت نیز نمی‌تواند چنان کند و بخشش تو بی‌درنگ است و وعده آن را به فردا نمی‌سپاری.

نکته ادبی: جود به معنای بخشش و کرم است. فعل نکند در انتهای هر دو مصراع، تکرار قافیه و ردیف است که بر قطعیت صفت بخشندگی تأکید دارد.

حاجت نبود از تو تقاضا کردن کز شمس کسی نور تقاضا نکند

از تو نیازی به درخواست و طلب حاجت نیست؛ همان‌طور که هیچ‌کس از خورشید درخواست نور نمی‌کند چرا که نورافشانی کار همیشگی و ذاتی خورشید است.

نکته ادبی: شمس واژه‌ای عربی به معنای خورشید است. استدلال تمثیلی در این بیت، منطق شاعرانه را برای اثبات بی‌نیازی از درخواست تقویت می‌کند.

آرایه‌های ادبی

مبالغه جودت همه آن کند که دریا نکند

اغراق در بی‌کرانگی بخشش ممدوح که آن را فراتر از دریا دانسته است.

تشبیه کز شمس کسی نور تقاضا نکند

تشبیه فرد ممدوح به خورشید برای اثبات ذاتی بودن لطف و عنایت او.

تضاد در مفهوم وعده به فردا نکند

تقابل مفهوم دم (حال) و فردا (آینده) برای نمایش آنی بودن بخشش.