دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۳۰

مولوی
چشمت صنما هزار دلدار کشد آن نالهٔ زیر او همه زار کشد
شاهان زمانه خصم بردار کنند آن نرگس بیدار تو بیدار کشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر قدرت افسونگر و ویرانگر چشمِ معشوق است. شاعر با رویکردی تغزلی، نگاه معشوق را نیرومندتر از قدرتِ قهرآمیزِ شاهان و حاکمان می‌داند که به جای کشتنِ جسم، دل و جانِ عاشقان را به تسخیر خود درمی‌آورد.

فضای شعر آمیخته‌ای از ستایشِ جمال و در عین حال گلایه از بی‌رحمیِ نگاه معشوق است؛ نگاهی که بی‌هیچ تلاشی، جان و دل را می‌ستاند و برتر از هر قاضی یا جلادی، سرنوشتِ عاشق را رقم می‌زند.

معنای روان

چشمت صنما هزار دلدار کشد آن نالهٔ زیر او همه زار کشد

ای محبوب که همچون بتی زیبا هستی، چشمان تو هزاران عاشق را به بند کشیده و از پا درمی‌آورد و آن ناله و فغانِ پنهانی که از عمقِ جانِ عاشق برمی‌خیزد، نشانهٔ همان رنجی است که از نگاهِ تو حاصل شده است.

نکته ادبی: صنما منادا است و صنم استعاره از معشوق زیباست. کشیدن در اینجا به معنای کشتن، به بند کشیدن و جذب کردن است که ایهامِ زیبایی دارد.

شاهان زمانه خصم بردار کنند آن نرگس بیدار تو بیدار کشد

اگر پادشاهانِ این روزگار، دشمنانِ خود را بر دار می‌آویزند و به قتل می‌رسانند، چشمانِ همیشه بیدار و نافذِ تو، عاشقانِ هوشیار را در حالی که آگاهند به بند می‌کشد و می‌کشد.

نکته ادبی: نرگس استعاره از چشم است که نماد زیبایی و حالتِ خاصِ نگاه است. بردار کردن کنایه از اعدام و مجازات است که در تقابل با نگاهِ معشوق قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نرگس

استفاده از نام گل نرگس برای توصیف چشم‌های معشوق که به دلیل شکل و حالت خاص در ادبیات فارسی نماد چشم است.

کنایه بر دار کنند

کنایه از اعدام و کشتنِ دشمنان توسط پادشاهان که برای نشان دادن قدرتِ قهری و زمینی استفاده شده است.

تضاد شاهان زمانه و نرگس بیدار تو

تقابل میان قدرتِ ظاهری و خشونت‌آمیزِ شاهان با قدرتِ درونی و فریبنده نگاهِ معشوق که به مراتب نافذتر و کشنده‌تر است.