دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۲۹

مولوی
جز صحبت عاشقان و مستان مپسند دل در هوس قوم فرومایه مبند
هر طایفه ات بجانب خویش کشند زاغت سوی ویرانه و طوطی سوی قند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بر اهمیتِ گزینشِ همنشین و دوست تاکید دارد و به مخاطب توصیه می‌کند که عمر و توان خود را تنها صرف ارتباط با صاحبدلان و عاشقانِ حقیقت کند. شاعر در فضایی اخلاقی و عرفانی، هشدار می‌دهد که دل سپردن به دنیای افراد دون‌همت و فرومایه، انسان را از مسیر رشد و تعالی دور می‌کند.

همچنین این ابیات به تاثیر محیط و همنشین بر سرنوشت انسان اشاره دارد و با استفاده از تمثیل، نشان می‌دهد که هر گروهی انسان را به سمت مقصد و نگاه خاص خود می‌کشاند و این خردمندی فرد است که باید از میان این دعوت‌ها، مسیر درست و زیبا را انتخاب کند.

معنای روان

جز صحبت عاشقان و مستان مپسند دل در هوس قوم فرومایه مبند

جز از همنشینی با دل‌بستگانِ راه حق و سرمستانِ باده‌ی عشقِ الهی، به چیز دیگری راضی نشو و دلبستگی و مهرِ خود را در راه خواسته‌های افراد پست و بی‌ارزش هدر مده.

نکته ادبی: صحبت در اینجا به معنای همنشینی و معاشرت است و قوم فرومایه اشاره به افراد کوته‌فکری دارد که در بندِ مادیات و امیال نفسانی هستند.

هر طایفه ات بجانب خویش کشند زاغت سوی ویرانه و طوطی سوی قند

هر گروه و فرقه‌ای تلاش می‌کند تو را به سمت اعتقادات و سبکِ زندگی خود متمایل کند؛ درست مانند زاغی که تو را به سمت ویرانه‌ها می‌کشاند و طوطی که تو را به سوی قند و شیرینی‌ها دعوت می‌کند.

نکته ادبی: زاغ و طوطی در اینجا نمادهای آشکاری از تضاد میان زشتی و زیبایی، و پستی و تعالی هستند که تاثیرِ متفاوتِ همنشینان بر روح انسان را به تصویر می‌کشند.

آرایه‌های ادبی

تمثیل زاغت سوی ویرانه و طوطی سوی قند

شاعر با تشبیه گروه‌های مختلف به زاغ (نماد پستی و ویرانی) و طوطی (نماد شیرینی و کلام نغز)، پیامدِ همنشینی با هر گروه را نشان داده است.

تضاد زاغ و طوطی (ویرانه و قند)

تقابل میان این عناصر، تفاوت بنیادینِ سبک زندگی و نتایجِ همنشینی با افرادِ فرومایه در برابرِ صاحبدلان را نمایان می‌سازد.