دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۶۰۰

مولوی
پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد جان و دل عاشقان ز تو شادان باد
آنکس که ترا بیند و شادی نکند سر زیر و سیه گلیم و سرگردان باد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت در قالب یک دعای محبت‌آمیز و خیرخواهانه برای محبوب سروده شده است که در آن، شاعر با زبانی صمیمی و عاطفی، آرزوی تندرستی و شادمانی برای معشوق دارد.

در بخش دوم، شاعر با تغییر لحن به سوی نوعی نکوهش، کسانی را که از دیدن چهره‌ی محبوب به وجد نمی‌آیند، مورد خطاب قرار داده و سرنوشتی همراه با اندوه و سرگردانی برای آنان آرزو می‌کند تا جایگاه رفیع و تأثیرگذار معشوق را برجسته سازد.

معنای روان

پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد جان و دل عاشقان ز تو شادان باد

همواره تندرست و شاداب باشی و لبت همیشه خندان بماند. امید است که جان و دل عاشقانِ تو، از دیدن چهره‌ات همواره شاد و سرزنده باشد.

نکته ادبی: سرِ سبز بودن کنایه‌ای کهن از سلامت، شادابی و برخورداری از اقبال بلند است. ساختار جملات بر پایه فعل دعایی (باد) بنا شده که نشان‌دهنده آرزوی خیر و برکت برای مخاطب است.

آنکس که ترا بیند و شادی نکند سر زیر و سیه گلیم و سرگردان باد

هر کسی که تو را ببیند و در دلش شادی و شعفی ایجاد نشود، سزاوار است که همیشه سرافکنده، تیره‌روز و آواره باشد.

نکته ادبی: سیه گلیم کنایه از کسی است که بخت بدی دارد و در غم و اندوه غوطه‌ور است. در تقابل با دعای بیت قبل، شاعر اینجا از لحنِ نفرین استفاده کرده است تا تأثیر عمیق دیدار با معشوق را نشان دهد.

آرایه‌های ادبی

کنایه سر سبز بودن

اشاره به سلامت، شادابی و خوش‌بختی دائم.

کنایه سیه‌گلیم

استعاره از تیره‌روزی، غمگینی و بدبختی.

تضاد شادی نکند / سیه گلیم و سرگردان

تقابل میان حس درونیِ کسی که زیبایی را درک نمی‌کند و پیامدِ آن که تیره‌روزی است.